تفسیر آیه (ها): [1,2,3,4,5,6,7,8]
وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ 1 , وَطُورِ سِينِينَ 2 , وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ 3 , لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ 4 , ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ 5 , إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ 6 , فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ 7 , أَلَيْسَ اللهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ 8
expand_more
سوره تين مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 8 آية است. محتوى و فضيلت سوره تين اين سوره در حقيقت بر محور آفرينش زيباى انسان ، و مراحل تكامل ، و انحطاط او دور مى زند، و اين مطلب با سوگندهاى پر معنائى در آغاز سوره شروع شده است ، و بعد از شمردن عوامل پيروزى و نجات انسان ، سرانجام با تاءكيد بر مساءله معاد و حاكميت مطلقه خداوند پايان مى گيرد. در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : من قراءها اعطاه الله خصلتين : العافية و اليقين ما دام فى دار الدنيا، فاذا مات اعطاه الله من الاجر بعدد من قراء هذه السورة صيام يوم !: هر كس اين سوره را بخواند خداوند دو نعمت را مادامى كه در دنيا است به او مى بخشد: سلامت و يقين ، و هنگامى كه از دنيا برود به تعداد تمام كسانى كه اين سوره را خوانده اند ثواب يك روز روزه به عنوان پاداش به او مى بخشد.
اين سوره در مكه نازل و آيه و هذا البلد الامين كه در آن سوگند به شهر مكه با اسم اشاره نزديك ياد شده دليل بر آن است . تفسير : ما انسان را در بهترين صورت آفريديم در آغاز اين سوره نيز به چهار سوگند پر معنى برخورد مى كنيم كه مقدمه براى بيان معنى پر اهميتى است . مى فرمايد: قسم به تين ، و زيتون (و التين و الزيتون ). و سوگند به طور سينين (و طور سينين ). و سوگند به اين شهر امن و امان (و هذا البلد الامين ). ((تين )) در لغت به معنى انجير و زيتون همان زيتون معروف است ماده روغنى مفيدى از آن مى گيرند. در اينكه آيا منظور سوگند به همين دو ميوه معروف است يا چيز ديگر؟ مفسران سخنان گوناگونى دارند. در حالى كه بعضى آن را اشاره به همان دو ميوه معروف مى دانند كه خواص غذائى و درمانى فوق العاده زيادى دارد، بعضى ديگر معتقدند كه منظور از آن ، دو كوهى است كه شهر دمشق و بيت المقدس بر آنها قرار گرفته ، چرا كه اين دو محل سرزمين قيام بسيارى از انبياء و پيامبران بزرگ خدا است ، و اين دو قسم با سوگندهاى سوم و چهارم كه از سرزمينهاى مقدسى ياد مى كند هماهنگ است . بعضى نيز گفته اند نامگذارى اين دو كوه بنام تين و زيتون به خاطر اين است كه بر يكى از آنها درختان انجير مى رويد، و بر ديگرى درختان زيتون . بعضى نيز تين را اشاره به دوران آدم دانسته اند، چرا كه لباسى كه آدم و حوا در بهشت پوشيدند از برگ درختان انجير بود ، و زيتون را اشاره به دوران نوح مى دانند، زيرا در آخرين مراحل طوفان نوح كبوترى را رها كرد تا درباره پيدا شدن خشكى از زير آب جستجو كند او با شاخه زيتونى بازگشت ، و نوح فهميد كه طوفان پايان گرفته و خشكى از زير آب ظاهر شده است (لذا شاخه زيتون رمز صلح و امنيت است ). بعضى نيز تين را اشاره به مسجد نوح كه بر كوه جودى بنا شد مى دانند و زيتون را اشاره به بيت المقدس . ولى ظاهر آيه در بدو نظر همان دو ميوه معروف است ، اما با توجه به سوگندهاى بعد مناسب دو كوه يا دو مركز مقدس و مورد احترام مى باشد. لذا در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم كه خداوند از ميان شهرها چهار شهر را برگزيد، و در باره آنها فرمود: و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين : تين مدينه است و زيتون بيت المقدس و طور سينين كوفه و هذا البلد الامين مكه است . منظور از ((طور سينين )) ظاهرا همان طور سيناء است كه مفسران آن را اشاره به كوه طور معروف كه در صحراى سيناء است دانسته اند، و در آنجا درختان پر بار زيتون وجود دارد. سينا را به معنى كوه پر بركت ، يا پر درخت ، يا زيبا، مى دانند، و همان كوهى است كه موسى به هنگام مناجات به آنجا مى رفت . بعضى نيز آن را كوهى در نزديك كوفه و سرزمين نجف دانسته اند. بعضى تصريح كرده اند كه سينين و سيناء يكى است و معناى آن پر بركت است . و اما ((هذا البلد الامين )) مسلما اشاره به سرزمين مكه است سرزمينى كه حتى در عصر جاهليت به عنوان منطقه اءمن و حرم خدا شمرده مى شد، و كسى در آنجا حق تعرض به ديگرى نداشت ، حتى مجرمان و قاتلان وقتى به آن سرزمين مى رسيدند در امنيت بودند. اين سرزمين در اسلام اهميت فوق العادهاى دارد، حيوانات و درختان و پرندگان او، تا چه رسد به انسانها، از امنيت خاصى بايد در آنجا برخوردار باشند. اين نكته نيز قابل دقت است كه واژه تين در قرآن مجيد تنها در اينجا ذكر شده ، در حالى كه كلمه زيتون شش بار صريحا در قرآن مجيد آمده ، و يك بار هم به صورت اشاره ، در آنجا كه مى فرمايد و شجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن و صبغ للاكلين و درختى كه از طور سينا مى رويد و از آن روغن و نانخورش براى خورندگان فراهم مى گردد (مؤ منون - 20). و هر گاه اين دو قسم (تين و زيتون ) را بر معنى ابتدائى آنها حمل كنيم يعنى انجير و زيتون معروف ، باز سوگند پر معنائى است زيرا: انجير داراى ارزش غذائى فراوانى است و لقمهاى است مغذى و مقوى براى هر سن و سال و خالى از پوست و هسته و زوائد. غذا شناسان مى گويند: از انجير مى توان بعنوان قند طبيعى جهت كودكان استفاده نمود، ورزشكاران و آنها كه گرفتار ضعف و پيرى اند مى توانند از انجير براى تغذيه خود استفاده كنند. مى گويند افلاطون به قدرى انجير را دوست مى داشت كه بعضى آن را دوست فيلسوفان ناميده اند، و سقراط انجير را جذب كننده مواد نافع و دفع كننده مضار مى دانسته . ((جالينوس )) رژيم مخصوصى از انجير براى پهلوانان تنظيم كرده بود، به پهلوانان روم و يونان قديم نيز انجير داده مى شد. دانشمندان غذاشناس مى گويند انجير سرشار است از ويتاءمين هاى مختلف و قند، و در بسيارى از بيماريها از آن به عنوان يك دارو مى توان استفاده كرد، مخصوصا هر گاه انجير و عسل را به طور مساوى مخلوط كنند براى زخم معده بسيار مفيد است ، خوردن انجير خشك فكر را تقويت مى كند، خلاصه به علت وجود عناصر معدنى در انجير كه سبب تعادل قواى بدن و خون مى گردد انجير را غذاى هر سن و شرائطى معرفى كرده اند. در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) آمده است التين يذهب بالبخر و يشد الفم و العظم ، و ينبت الشعر، و يذهب بالداء و لا يحتاج معه الى دواء و قال (عليه السلام ): التين اشبه شى ء بنبات الجنة : انجير بوى دهان را مى برد ، لثه ها و استخوانها را محكم مى كند، مو را مى روياند درد را برطرف مى سازد، و با وجود آن نياز به دارو نيست ، و نيز فرمود انجير شبيه ترين اشياء به ميوه بهشتى است . و اما در باره زيتون غذاشناسان و دانشمندان بزرگى كه ساليان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون ميوه ها صرف كرده اند براى زيتون و روغن آن اهميت فوق العادهاى قائلند، و معتقدند كسانى كه مى خواهند همواره سالم باشند بايد از اين اكسير حياتى استفاده كند. روغن زيتون دوست صميمى كبد آدمى ، و براى رفع عوارض ‍ كليه ها و سنگهاى صفراوى ، و قولنجهاى كليوى ، و كبدى ، و رفع يبوست بسيار مؤ ثر است . به همين دليل از درخت زيتون به عنوان شجره مباركه در قرآن مجيد ياد شده است . روغن زيتون نيز سرشار از انواع ويتاءمين ها است و داراى فسفور و گوگرد و كلسيوم و آهن و پتاسيوم و منگنز است . مرهمهائى را كه از روغن زيتون و سير تهيه مى شود براى انواع دردهاى رماتيسمى مفيد دانسته اند، سنگهاى كيسه صفرا وسيله خوردن روغن زيتون از بين مى روند. در خبرى از امير مؤ منان على (عليه السلام ) مى خوانيم : ما افقر بيت ياتدمون بالخل و الزيت و ذلك ادام الانبياء: خانه اى كه در آن از سركه و روغن زيتون به عنوان نان خورش استفاده مى كنند هرگز خالى از طعام نمى شود، و اين غذاى پيامبران است . و در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) آمده است : نعم الطعام الزيت : يطيب النكهة ، و يذهب بالبلغم ، و يصفى اللون ، و يشد العصب ، و يذهب بالوصب ، و يطفى ء الغضب : روغن زيتون غذاى خوبى است ، دهان را خشبو، و بلغم را برطرف مى سازد، رنگ صورت را صفا و طراوت مى بخشد، اعصاب را تقويت كرده ، بيمارى و درد و ضعف را از ميان مى برد و آتش خشم را فرو مى نشاند.
اين بحث را با حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) پايان مى دهيم ، فرمود: كلوا الزيت و ادهنوا به فانه من شجرة مباركة : روغن زيتون را بخوريد و بدن را با آن چرب كنيد كه از درخت مباركى است . بعد از ذكر اين قسمهاى پر محتواى چهارگانه به جواب قسم پرداخته چنين مى فرمايد: مسلما ما انسان را در بهترين شكل و نظام آفريديم (لقد خلقنا الانسان فى احسن تقويم ). ((تقويم )) به معنى در آوردن چيزى به صورت مناسب ، و نظام معتدل و كيفيت شايسته است ، و گستردگى مفهوم آن اشاره به اين است كه خداوند انسان را از هر نظر موزون و شايسته آفريد، هم از نظر جسمى ، و هم از نظر روحى و عقلى ، چرا كه هر گونه استعدادى را در وجود او قرار داده ، و او را براى پيمودن قوس صعودى بسيار عظيمى آماده ساخته ، و با اينكه انسان جرم صغيرى است ، ((عالم كبير)) را در او جا داده و آنقدر شايستگيها به او بخشيده كه لايق خلعت و لقد كرمنا بنى آدم ما فرزندان آدم را كرامت و عظمت بخشيديم (سوره اسراء آيه 70) شده است همان انسانى كه بعد از اتمام خلقتش مى فرمايد: فتبارك الله احسن الخالقين پس بزرگ و پر بركت است خدائى كه بهترين خلق كنندگان است ! ولى همين انسان با تمام اين امتيازات اگر از مسير حق منحرف گردد چنان سقوط مى كند كه به ((اسفل السافلين )) كشيده مى شود، لذا در آيه بعد مى فرمايد سپس ما او را بپائينترين مراحل باز گردانديم (ثم رددناه اسفل سافلين ). مى گويند هميشه در كنار كوه هاى بلند دره هاى بسيار عميق وجود دارد، و در برابر آن قوس صعودى تكامل انسان ، قوس نزولى وحشتناكى ديده مى شود، چرا چنين نباشد در حالى كه موجودى است مملو از استعدادهاى سرشار كه اگر در طريق صلاح از آن استفاده كند بر بالاترين قله افتخار قرار مى گيرد، و اگر اين همه هوش و استعداد را در طريق فساد به كار اندازد بزرگترين مفسده را مى آفريند و طبيعى است كه به اسفل السافلين كشيده شود. ولى در آيه بعد مى افزايد: مگر كسانى كه ايمان آورده اند و اعمال صالح انجام داده اند كه براى آنها پاداشى است قطع نشدنى (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات فلهم اجر غير ممنون ). ((ممنون )) از ماده من در اينجا به معنى قطع يا نقص است ، بنابراين غير ممنون اشاره به پاداشى دائمى و خالى از هر گونه نقص است ، و بعضى گفته اند منظور خالى از منت بودن است اما معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد. بعضى جمله ثم رددناه اسفل سافلين را به معنى ضعف و ناتوانى و كم هوشى فوق العاده دوران پيرى تفسير كرده اند، ولى در اين صورت با استثناء آيه بعد سازگار نيست ، بنابراين با توجه به مجموع آيات قبل و بعد همان تفسير اول درست به نظر مى رسد.
در آيه بعد اين انسان ناسپاس و بى اعتنا به دلائل و نشانه هاى معاد را مخاطب ساخته ، مى گويد: چه چيز سبب مى شود كه تو بعد از اين همه دلائل روز جزا را تكذيب كنى ؟! (فما يكذبك بعد بالدين ). ساختمان وجود تو از يكسو، و ساختمان اين جهان پهناور از سوى ديگر، نشان مى دهد كه زندگى چند روزه دنيا نمى تواند هدف نهائى آفرينش تو و اين عالم بزرگ باشد. اينها همه مقدمه اى است براى جهانى وسيعتر و كاملتر، و به تعبير قرآن نشاه اولى خود خبر از نشاه اخرى مى دهد، چرا انسان متذكر نمى شود (و لقد علمتم النشاة الاولى فلو لا تذكرون ) (واقعه 62). عالم گياهان پيوسته و در هر سال منظره مرگ و حيات مجدد را در برابر چشم انسان مجسم مى سازند، و آفرينشهاى پى در پى دوران جنينى هر كدام معاد و حيات مجددى محسوب مى شود با اين همه چگونه اين انسان روز جزا را انكار مى كند؟ از آنچه گفتيم روشن مى شود كه مخاطب در اين آيه نوع انسان است ، و اين احتمال كه مخاطب شخص پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) باشد و منظور اين است كه با وجود دلائل معاد چه كسى يا چه چيزى مى تواند تو را تكذيب كند بعيد به نظر مى رسد. و نيز روشن شد كه منظور از ((دين )) در اينجا آئين و شريعت نيست بلكه همان جزا و روز جزا است ، آيه بعد نيز گواه بر اين معنى است . چنانكه مى فرمايد: آيا خداوند بهترين حكم كنندگان و داوران نيست ؟! (اليس الله باحكم الحاكمين ). و اگر دين را به معنى كل شريعت و آئين بگيريم معنى اين آيه چنين مى شود: آيا خداوند احكام و فرمانهايش از همه حكيمانه تر و متقن تر نيست ؟ يا اينكه آفرينش پروردگار در مورد انسان از هر نظر آميخته با حكمت و علم و تدبير است .
ولى چنانكه گفتيم معنى اول مناسب تر به نظر مى رسد. در حديثى آمده است موقعى كه پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) سوره و التين را تلاوت مى فرمود وقتى به آيه ((اليس الله باحكم الحاكمين )) مى رسيد، مى فرمود: بلى و انا على ذلك من الشاهدين : ((آرى خداوند احكم الحاكمين است و من بر اين امر گواهم )). خداوندا! ما نيز گواهى مى دهيم كه تو احكم الحاكمينى . پروردگارا! خلقت ما را در بهترين صورت قرار داده اى ، توفيقى مرحمت كن تا عمل و اخلاق ما نيز در بهترين صورت باشد. بارالها! پيمودن راه ايمان و عمل صالح جز به لطف تو ميسر نيست ، ما را در اين راه مشمول الطافت فرما. آمين يا رب العالمين