تفسیر آیه (ها): [1,2,3,4,5]
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا 1 , وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا 2 , وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا 3 , فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا 4 , فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا 5
expand_more
سوره نازعات مقدمه اين سوره مكى است و داراى 46 آيه است محتواى سوره نازعات اين سوره همانند سوره نبا بر محور مسائل ((معاد)) دور مى زند، و روى هم رفته در شش بخش خلاصه مى شود: 1 - نخست با قسمهاى مؤ كدى كه ارتباط با مساءله معاد دارد روى تحقق اين روز بزرگ تكيه و تاءكيد مى كند. 2 - در مرحله بعد به قسمتى از مناظر هول انگيز و وحشتناك آن روز اشاره مى نمايد. 3 - در بخش ديگر اشاره كوتاه و گذرايى به داستان موسى و سرنوشت فرعون طغيانگر دارد كه هم مايه تسلى خاطر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و مؤ منان است و هم هشدارى به مشركان طغيانگر، و هم اشاره اى است به اينكه انكار معاد انسان را به چه گناهانى آلوده مى كند. 4 - در بخش بعد نمونه هايى را از مظاهر قدرت خداوند در آسمان و زمين كه خود دليلى است براى امكان معاد و حيات بعد از مرگ بر مى شمرد. 5 - بار ديگر به شرح قسمتى ديگر از حوادث وحشتناك آن روز بزرگ و سرنوشت طغيانگران و پاداش نيكوكاران مى پردازد. 6 - سرانجام در پايان سوره بر اين حقيقت تاءكيد مى كند كه هيچكس از تاريخ آن روز با خبر نيست ، ولى همين اندازه مسلم است كه نزديك است . انتخاب نام ((نازعات )) براى اين سوره به خاطر نخستين آيه آن است فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمده است : من قراء سورة ((و النازعات )) لم يكن حبسه و حسابه يوم القيامة الا كقدر صلاة مكتوبة حتى يدخل الجنة : ((كسى كه سوره نازعات را بخواند توقف و حساب او در روز قيامت تنها به اندازه خواندن يك نماز روزانه است ، و بعد از آن وارد بهشت مى شود)). امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: من قراءها لم يمت الا ريان ، و لم يبعثه الله الا ريان ، و لم يدخله الجنة الا ريان : ((كسى كه اين سوره را بخواند سيراب از دنيا مى رود، و خداوند او را سيراب محشور مى كند، و سيراب وارد بهشت مى سازد)) (سيراب از رحمت بى پايان حق ). مسلم است كسى كه محتواى اين سوره را كه آيات تكان دهنده اش ‍ ارواح خفته را بيدار و متوجه وظائف خود مى سازد در جان خويش ‍ پياده كند از چنان پاداشهايى برخوردار خواهد شد، نه آنها كه فقط به خواندن الفاظ قناعت مى كنند. تفسير : سوگند به اين فرشتگان پر تلاش در اين آيات به پنج موضوع مهم قسم ياد شده ، و هدف از اين سوگندها بيان حقانيت و تحقق مساءله معاد و رستاخيز است ، مى فرمايد: ((سوگند به آنها كه به سختى مى كشند و بر مى كنند)) (و النازعات غرقا) ((و سوگند به آنها كه به راحتى جدا مى سازند)) (و الناشطات نشطا) ((و سوگند به آنها كه به سرعت حركت مى كنند)) (و السابحات سبحا) ((و آنها كه به خوبى سبقت مى گيرند)) (فالسابقات سبقا) ((و آنها كه امور را تدبير مى كنند)) (فالمدبرات امرا) پيش از آنكه به تفسير اين آيات بپردازيم بايد لغاتى كه در آن به كار رفته دقيقا روشن شود. ((نازعات )) از ماده ((نزع )) به معنى چيزى را از جا بر كندن و يا كشيدن است ، مانند كشيدن كمان به هنگام پرتاب تير، و گاه اين واژه در امور معنوى نيز به كار مى رود مانند ((نزع )) عداوت يا محبت از قلب به معنى بركندن آن ((غرق )) با فتح را (بر وزن شفق ) به گفته بسيارى از ارباب لغت در اصل به معنى فرو رفتن در آب است ، و گاه به معنى گرفتارى شديد در يك حادثه و بلا نيز آمده . و ((غرق )) (بر وزن فرق ) به گفته ابن منظور در ((لسان العرب )) اسمى است كه جانشين مصدر شده و به معنى ((اغراق )) است ، و اغراق در اصل به معنى كشيدن كمان تا آخرين نقطه ممكن است ، سپس ‍ به معنى مبالغه در هر كار آمده . و از اينجا به خوبى روشن مى شود كه آنچه در آيه فوق آمده به معنى غرق شدن نيست بلكه به معنى انجام يك كار تا سر حد ممكن است . ((ناشطات )) از ماده ((نشط)) (بر وزن هشت ) در اصل به معنى گشودن گره هايى است كه به آسانى باز مى شود، و به چاه هايى كه عمق كمى دارد و دلو به آسانى و با يك حركت از آن بيرون مى آيد ((انشاط)) گفته مى شود، و به شترهايى كه با اندك اشاره اى به سرعت حركت مى كنند نيز ((نشيطة )) مى گويند، و لذا به طور كلى اين واژه در هر گونه حركتى كه با سهولت انجام مى شود به كار مى رود. ((سابحات )) از ماده ((سبح )) (بر وزن سطح ) به معنى حركت سريع در آب يا در هوا است ، لذا در مورد شنا كردن در آب و يا حركت سريع اسب ، و با سرعت به دنبال كارى رفتن گفته مى شود، تسبيح كه به معنى پاك شمردن خداوند از هر عيب و نقص است نيز از همين معنى گرفته شده ، گويى كسى كه تسبيح مى گويد با سرعت در عبادت پروردگار به پيش مى رود. ((سابقات )) از ماده ((سبقت )) به معنى پيشى گرفتن است ، و از آنجا كه پيشى گرفتن معمولا بدون سرعت ممكن نيست گاه از اين ماده مفهوم سرعت نيز استفاده مى شود. مدبرات از ماده تدبير به معنى عاقبت چيزى را انديشيدن است ، و از آنجا كه عاقبت انديشى و آينده نگرى سبب سامان يافتن كار به نحو احسن مى گردد واژه تدبير در اين معنى نيز به كار مى رود. اكنون با توجه به آنچه در معنى لغات اين آيات گفته شد به سراغ تفسير آنها مى رويم . اين سوگندهاى پنجگانه كه در ابتدا در هاله اى از ابهام فرو رفته ، ابهامى كه انگيزه ((انديشه )) بيشتر و عميق تر، و سبب جولان ذهن و فكر و دقت و بررسى است اشاره به چه كسان ، يا چه چيزهايى است ؟ مفسران درباره آن بسيار سخن گفته اند، و تفسيرهاى فراوانى دارند كه عمدتا بر سه محور دور مى زند: 1 - منظور از اين سوگندها فرشتگانى است كه ماءمور قبض ارواح كفار و مجرمانند كه آنها را به شدت از بدنهايشان بر مى كشند، ارواحى كه هرگز حاضر به تسليم در برابر حق نبودند. و فرشتگانى كه ماءمور قبض ارواح مؤ منانند كه با مدارا و نرمش و نشاط آنها را جدا مى سازند. و فرشتگانى كه در اجراى فرمان الهى با سرعت حركت مى كنند. سپس بر يكديگر پيشى مى گيرند. و سرانجام امور جهان را به فرمان او تدبير مى كنند. 2 - اين سوگندها اشاره به ((ستارگان )) آسمان است كه پيوسته از افقى كنده مى شوند و به افق ديگرى رهسپار مى گردند. گروهى آرام حركت مى كنند، و گروهى به سرعت راه مى سپرند. و در اقيانوس عالم بالا شناورند و بر يكديگر پيشى مى گيرند. و سرانجام با تاءثيراتى كه اين كواكب دارند (تاءثيراتى همچون تاءثير نور فتاب و ماه در كره زمين ) امور جهان را به فرمان خدا تدبير مى كنند. 3 - منظور جنگجويان يا اسبهاى مجاهدان راه خدا است كه از خانه ها و وطنهاى خود به شدت بر كنده مى شوند. سپس با نشاط و نرمى راه ميدان نبرد را پيش مى گيرند. و بر يكديگر سبقت مى گيرند. و امور جنگ را تدبير و اداره مى كنند. گاه بعضى از مفسران اين تفسيرها را به هم آميخته ، قسمتى از سوگندهاى پنجگانه را از يك تفسير، و قسمت ديگر را از تفسير ديگر گرفته اند، ولى اصول همان تفسيرهاى سهگانه فوق است . البته ميان اين تفسيرها تضادى وجود ندارد، و ممكن است آيات فوق اشاره به همه اينها باشد، ولى در مجموع تفسير اول با توجه به نكاتى كه ذيلا گفته مى شود از همه مناسب تر است : نخست تناسب با روز قيامت است كه سوره در مجموع ناظر به آن مى باشد و ديگر تناسب با آيات مشابه آن در آغاز سوره ((مرسلات )) است . و ديگر اينكه جمله ((والمدبرات امرا)) بيشترين تناسب را با فرشتگان دارد كه به فرمان خدا تدبير امور جهان مى كنند، و لحظه اى از انجام اوامر او سر باز نمى زنند لا يسبقونه بالقول و هم بامره يعملون (انبيا - 27) به خصوص اينكه مساءله تدبير امور در اينجا به صورت مطلق ذكر شد و هيچ قيد و شرطى در آن نيست . از همه اينها گذشته رواياتى از ائمه معصومين در تفسير اين آيات نقل شده كه مناسب با همين معنى است از جمله : در روايتى از على (عليه السلام ) مى خوانيم كه در تفسير ((والنازعات غرقا)) فرمود: ((منظور فرشتگانى است كه ارواح كفار را از بدنهايشان به شدت بيرون مى كشند، آنچنانكه تيرانداز كمان را تا آخرين مرحله مى كشد)). شبيه همين معنى از آن حضرت (عليه السلام ) در تفسير ((والناشطات )) و نيز تفسير ((والسابحات )) و ((فالمدبرات )) نقل شده است . البته مى توان همين تفسير را به صورت كلى تر و عمومى ترى بيان كرد كه مساءله قبض ارواح مؤ منان و كفار يكى از مصاديق آن باشد نه تمام محتواى آن ، به اين ترتيب كه گفته شود منظور از اين سوگندها در مجموع فرشتگان است در رابطه با اجراى كل فرمانهاى الهى كه اجراى اين فرمانها در پنج مرحله تحقق مى يابد، اول حركت شديد نخستين به دنبال تصميم گيرى قاطع ، و بعد مرحله راه افتادن آرام ، و سپس سرعت گرفتن ، و پيشى جستن ، و در نهايت تدبير امور و سامان دادن به كارها است ، ولى به هر حال برنامه فرشتگان در زمينه قبض ارواح كفار و مؤ منان يكى از مصاديق اين مفهوم كلى است ، و زمينه ساز بحثهاى آينده اين سوره درباره معاد محسوب مى شود. پاسخ به دو سؤ ال در اينجا دو سؤ ال باقى مى ماند نخست اينكه ((نازعات )) و ((ناشطات )) جمعهاى مؤ نث است ، به چه مناسبت در اينجا به كار رفته ؟ ديگر اينكه سه سوگند اول با واو قسم شروع شده ، ولى در چهارمين و پنجمين سوگند ((ف )) جانشين آن گشته است كه براى عطف يا تفريع است ؟ در پاسخ سؤ ال اول بايد به اين نكته توجه داشت كه ((نازعات )) جمع ((نازعة )) به معنى طايفه و گروهى از فرشتگان است كه اين برنامه را انجام مى دهند همچنين ((ناشطات )) و بقيه اين صيغه هاى جمع و از آنجا كه طايفه مؤ نث لفظى است جمع آن به همين صورت بسته شده . و در پاسخ سؤ ال دوم مى توان گفت كه سبقت جستن نتيجه حركت سريع است كه از ((سابحات )) استفاده مى شود، و تدبير امور نيز نتيجه اى است براى مجموع اين حركت . آخرين سخن كه در اينجا بايد گفته شود اين است كه همه اين سوگندها براى بيان مطلبى است كه صريحا در آيه ذكر نشده ، ولى از قرينه مقام ، و همچنين از آيات بعد به خوبى روشن مى شود، هدف اين است كه بگويد: ((سوگند به اين امور كه همه شما سرانجام مبعوث و محشور مى شويد و قيامت و رستاخيز حق است )).