تفسیر آیه (ها): [1,2,3,4,5,6,7,8,9,10,11,12,13,14,15]
وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا 1 , فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا 2 , وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا 3 , فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا 4 , فَالْمُلْقِيَاتِ ذِكْرًا 5 , عُذْرًا أَوْ نُذْرًا 6 , إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ 7 , فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ 8 , وَإِذَا السَّمَاءُ فُرِجَتْ 9 , وَإِذَا الْجِبَالُ نُسِفَتْ 10 , وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ 11 , لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ 12 , لِيَوْمِ الْفَصْلِ 13 , وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الْفَصْلِ 14 , وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ 15
expand_more
سوره مرسلات مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 50 آيه است محتواى سوره مرسلات معروف اين است كه اين سوره در مكه نازل شده ، ولى بعضى تصريح كرده اند به اين كه آيه 48 ((و اذا قيل لهم اركعوا لا يركعون )) ((مدنى )) است ، هر چند دليل روشنى براى آن ذكر نكرده اند، و اگر مساءله ((ركوع )) و ((نماز)) سبب اين استنباط شده ، درست به نظر نمى رسد، زيرا مدتها مسلمانان در مكه نماز مى خواندند و ركوع مى كردند. به هر حال بيشترين مطلبى كه در اين سوره مطرح شده است ، مسائل مربوط به قيامت و تهديد و انذار مكذبان و منكران است . و از امتيازات اين سوره اين است كه آيه ((ويل يومئذ للمكذبين )): ((واى در آن روز بر تكذيب كنندگان ده بار در آن تكرار شده ، و هر بار به دنبال مطلب تازه اى )). بعد از ذكر سوگندهائى ، از قيامت و حوادث سنگين و سخت رستاخيز خبر مى دهد، و به دنبال آن همين آيه را ذكر مى كند، و مى گويد: ((واى بر تكذيب كنندگان در آن روز))! در مرحله بعد سرگذشت غم انگيز اقوام گنهكار پيشين . و در مرحله سوم گوشه اى از ويژگيهاى آفرينش انسان . و در مرحله چهارم قسمتى از مواهب الهى در زمين . و در مرحله پنجم قسمتهائى از عذاب تكذيب كنندگان را شرح مى دهد. همچنين در هر مرحله اشاره اى به مطلبى بيدارگر و تكان دهنده كرده ، و به دنبال آن اين آيه را تكرار مى كند، و حتى در بخشى از آن به نعمتهاى بهشتى كه نصيب پرهيزگاران شده اشاره نموده تا انذار را با بشارت بياميزد و تهديد را با تشويق . و به هر حال اين تكرار، تكرار بعضى از آيات را در سوره الرحمان تداعى مى كند، با اين تفاوت كه در آنجا سخن از نعمتها بود، و در اينجا غالبا از عذابهاى مكذبان است . انتخاب نام ((مرسلات )) براى اين سوره به تناسب نخستين آيه اين سوره است . فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از پيامبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم : ((من قرء سورة و المرسلات كتب انه ليس من المشركين )): ((كسى كه سوره مرسلات را بخواند نوشته مى شود كه او از مشركان نيست )). و در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است : ((من قراها عرف الله بينه و بين محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ))): ((كسى كه اين سوره را بخواند خداوند او را با پيامبر آشنا (و همجوار) مى سازد)). بدون شك اين ثواب و فضيلت از آن كسانى است كه بخوانند و بينديشند و عمل كنند، و لذا در حديثى آمده است : بعضى از ياران پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) خدمتش عرض كردند: اسرع الشيب اليك يا رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ): ((چه زود آثار پيرى در شما نمايان شده اى رسول خدا))؟! فرمود: ((شيبتنى هود و الواقعه و المرسلات و عم يتسائلون ))!: ((سوره هاى هود، واقعه ، مرسلات ، و عم يتسائلون مرا پير كرده ))!. قابل توجه اين كه در تمام اين سوره ها احوال قيامت و مسائل هول انگيز آن دادگاه بزرگ منعكس است ، و همينها بوده كه در روح مقدس پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) اثر گذارد. بديهى است تلاوت بدون فكر و تصميم بر عمل نمى تواند چنين اثرى بگذارد. تفسير : وعده هاى الهى حق است ، واى بر تكذيب كنندگان ! در آغاز اين سوره مقدمه در پنج آيه ، پنج سوگند آمده كه در تفسير معنى آنها سخن بسيار است : مى فرمايد: ((سوگند به آنها كه پى درپى فرستاده مى شوند)) (و المرسلات عرفا. ((و آنها كه همچون طوفان و تند باد حركت مى كنند)) (فالعاصفات عصفا). ((و سوگند به آنها كه مى گسترانند و منتشر مى سازند)) (و الناشرات نشرا). ((و آنها كه جدا مى كنند)) (فالفارقات فرقا). ((و آنها كه آيات بيدار كننده را القا مى نمايند)) (فالملقيات ذكرا). ((براى اتمام حجت يا انذار)) (عذرا او نذرا). اكنون ببينيم اين سوگندهاى سربسته كه از مسائل مهمى خبر مى دهد مفهومش چيست ؟ در اينجا سه تفسير معروف وجود دارد: 1 - تمام اين قسمتهاى پنجگانه اشاره به بادها و طوفانها است ، كه نقش ‍ مؤ ثرى در بسيارى از مسائل جهان طبيعت دارند، بنابراين مفهوم آيات چنين مى شود: سوگند به بادهائى كه پشت سر هم مى وزند. و سوگند به طوفانهائى كه شديدا حركت مى كنند. و قسم به آنها كه ابرها را مى گسترانند و قطرات حياتبخش باران را از لابلاى آنها روانه سرزمينهاى خشك مى كنند. و سوگند به آنها كه ابرها را بعد از ريزش باران پراكنده مى سازند. و قسم به اين بادها كه با اين برنامه انسانها را به ياد خدا مى اندازند. (بعضى نيز ((فالعاصفات عصفا)) را اشاره به طوفانهاى عذاب كه نقطه مقابل بادهاى حياتبخش است دانسته اند كه آن هم به نوبه خود مايه تذكر و بيدارى است ). 2 - تمام اين سوگندها اشاره به ((فرشتگان آسمان )) است ، يعنى قسم به فرشتگانى كه پى درپى به سوى انبياء فرستاده مى شوند (يا فرشتگانى كه با برنامه هاى شناخته شده و معروف فرستاده مى شوند). و قسم به آنها كه همچون طوفان با سرعت تمام به دنبال ماءموريت خود مى روند. و به آنها كه آيات كتب آسمانى را در برابر پيامبران مى گسترانند و نشر مى دهند. و آنها كه با اين عمل حق را از باطل جدا مى سازند. و آنها كه ذكر حق و دستورات او را به انبياء القا مى كنند. 3 - سوگند اول و دوم ناظر به مساءله ((بادها و طوفانها)) است ، و سوگند سوم و چهارم و پنجم را ناظر به نشر آيات حق به وسيله ((فرشتگان ))، و سپس جدا كردن حق از باطل ، و بعد القاء ذكر و دستورهاى الهى به پيامبران ، به منظور اتمام حجت و انذار است . چيزى كه مى تواند شاهد بر تفسير سوم باشد اولا جداسازى اين دو دسته از سوگندها در آيات به وسيله ((واو)) است ، در حالى كه بقيه به وسيله ((فاء)) عطف شده كه نشانه ارتباط و پيوند آنها است . ثانيا چنانكه خواهيم ديد همه اين سوگندها براى مطلبى است كه در آيه هفتم آمده يعنى حقانيت و واقعيت رستاخيز و معاد، و مى دانيم در آستانه رستاخيز دگرگونى عظيمى در عالم پيدا مى شود، طوفانهاى شديد زلزله ها و حوادث تكاندهنده از يكسو، و سپس تشكيل دادگاه عدل الهى از سوى ديگر كه در آنجا فرشتگان نامه هاى اعمال را نشر مى دهند، و ميان صفوف مؤ منان و كافران جدائى مى افكنند، و حكم الهى را در اين زمينه القا مى كنند. اگر قسمتهاى پنجگانه فوق طبق اين تفسير بيان شود تناسبى با مقسم به يعنى چيزى كه براى آن سوگند ياد شده است خواهد داشت و تفسير اخير از اين نظر برترى دارد. ذكر در جمله ((فالملقيات ذكرا)) يا به معنى علوم و دانشهائى است كه به انبياء القا شده ، يا آياتى است كه بر آنها نازل گشته است ، و مى دانيم در آيات قرآن از خود قرآن تعبير به ((ذكر)) شده است ، چنانكه در آيه 6 سوره حجر آمده است و قالوا يا ايها الذى نزل عليه الذكر انك لمجنون (دشمنان ) مى گفتند اى كسى كه ذكر بر تو نازل شده است تو ديوانه اى ! تعبير به ((الملقيات )) به صورت ((جمع )) با اينكه فرشته وحى يعنى جبرئيل يك فرد بيشتر نبود، به خاطر اين است كه از بعضى از روايات استفاده مى شود كه گاه براى نزول آيات قرآن گروههاى عظيمى از فرشتگان جبرئيل را همراهى مى كردند، در آيه 15 سوره عبس نيز آمده است بايدى سفرة يعنى ((آيات قرآنى به دست سفيران الهى (فرشتگان ) بر پيامبر اسلام نازل شده است )). حال بايد ديد كه اين سوگندها براى چه منظورى است ؟ در آيه بعد پرده از روى اين معنى برداشته ، مى گويد: آنچه به شما وعده داده مى شود واقع خواهد شد (انما توعدون لواقع ) بعث و نشور، ثواب و عقاب ، حساب و جزا، همه حق است ، و ترديدى در آن نيست . بعضى نيز آن را اشاره به تمام وعده هاى الهى ، اعم از وعده هائى كه به نيكان يا بدان در دنيا، يا در آخرت داده است ، ولى آيات بعد نشان مى دهد كه منظور فقط وعده قيامت است . گرچه در اين آيه استدلالى بر مساءله معاد نشده است و تنها به ادعا قناعت گرديده ، ولى لطف مطلب اينجا است كه در قسمهاى پيشين مطالبى آمده كه خود از دلائل معاد است ، از جمله زنده شدن زمينهاى مرده به وسيله نزول بارانها كه خود نمونه اى از صحنه معاد است ديگر نزول تكاليف الهى بر پيامبران و ارسال رسل كه بدون وجود معاد نامفهوم است ، خود نشان مى دهد كه وعده رستاخيز قطعى است . نظير اين مطلب در آيه 23 سوره ذاريات نيز آمده است كه خداوند مى فرمايد: فو رب السماء انه لحق : ((سوگند به پروردگار آسمان كه روزى شما حق است )) سوگند به ((رب )) كه اشاره به ربوبيت پروردگار و تدبير او در جهان آفرينش است ايجاب مى كند كه بندگان را بى روزى نگذارد. سپس به بيان نشانه هاى اين روز موعود پرداخته ، مى فرمايد: ((اين روز موعود زمانى فرا مى رسد كه ستاره ها از صفحه آسمان محو و تاريك گردند)).
(فاذا النجوم طمست ). ((و آسمان (كواكب آسمان ) از هم شكافته شود)) (و اذا السماء فرجت ) ((و زمانى كه كوهها از جا كنده شود)) (و اذا الجبال نسفت ). ((طمست )) از ماده ((طمس )) (بر وزن شمس ) به معنى محو كردن و زائل كردن آثار چيزى است ، و در اينجا ممكن است اشاره به محو نور ستارگان باشد يا متلاشى شدن آنها، ولى تفسير اول مناسبتر است ، همانگونه كه در آيه 2 - تكوير آمده است و اذا النجوم انكدرت : ((در آن هنگام كه ستارگان تاريك شوند)). و ((نسفت )) از ماده ((نسف )) (بر وزن حذف ) در اصل به معنى ريختن دانه هاى غذائى در غربال و تكان دادن آن است تا پوست از دانه جدا شود، و در اينجا به معنى خرد شدن و سپس بر باد رفتن كوهها است . اصولا از آيات متعددى در قرآن مجيد استفاده مى شود كه پايان اين جهان با يك سلسله حوادث بسيار هول انگيز و كوبنده همراه است ، به طورى كه نظام آن را به كلى متلاشى مى سازد، و جهان آخرت با نظامى نوين جايگزين آن مى گردد. به طورى كه اين حوادث عجيب و وحشتناك است كه با هيچ بيانى نمى توان آن را توصيف كرد، آيا حوادثى كه كوهها را از جا مى كند و چنان به هم مى كوبد كه تبديل به غبار مى شود، و به صورت پشمهاى زده شده در مى آورد قابل توصيف است ؟ و به تعبير بعضى از مفسران عظمت اين حوادث به قدرى است كه عظيمترين زلزله هائى كه انسان به چشم ديده در برابر آن مانند ترقه هاى كوچكى است كه بچه ها براى بازى منفجر مى كنند در برابر بزرگترين بمب اتم . و به هر حال اين تعبيرات قرآنى دليل بر تفاوت زياد نظامات آخرت با نظامات دنيا است . و به دنبال آن اشاره اى به صحنه رستاخيز كرده مى افزايد: ((و اين در هنگامى است كه براى پيامبران تعيين وقت مى شود كه به نوبت بيايند و شهادت خود را درباره امتها بدهند)) (و اذا الرسل اقتت ). همانگونه كه در آيه 6 سوره اعراف آمده است ، فلنسئلن الذين ارسل اليهم و لنسئلن المرسلين : ((ما هم از كسانى كه رسولان به آنها مبعوث شدند سؤ ال مى كنيم ، و هم از رسولان )). سپس مى افزايد: ((براى چه روزى شهادت اين رسولان و گواهى آنها بر امتها به تاءخير افتاده ))؟! (لاى يوم اجلت ). ((براى روز جدائى )) (ليوم الفصل ). روز جدائى حق از باطل ، جدائى صفوف مؤ منان از كافران ، و نيكوكاران از بدكاران ، و روز داورى مطلق حق درباره همگان . اين سؤ ال و جواب براى بيان عظمت آن روز بزرگ است و چه تعبير پر معنى و گويائى از آن روز شده است روز جدائيها! سپس براى بيان عظمت آن روز مى فرمايد: ((تو چه مى دانى يوم الفصل و روز جدائيها چيست ))؟ (و ما ادريك ما يوم الفصل ). جائى كه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با آن علم وسيع و گسترده ، و با آن ديده تيز بينى كه اسرار غيب را مشاهده مى كرد ابعاد عظمت آن روز را به درستى نداند، تكليف بقيه مردم روشن است ، و همان گونه كه بارها گفته ايم درك تمام اسرار با عظمت قيامت براى ما زندانيان قفس دنيا ممكن نيست تنها شبحى از آن را مى بينيم و به آن ايمان داريم . و در آخرين آيه مورد بحث ، تكذيب كنندگان آن روز را شديدا مورد تهديد قرار داده ، مى فرمايد: ((واى در آن روز بر تكذيب كنندگان )) (ويل يومئذ للمكذبين ). ((ويل )) را بعضى به معنى ((هلاكت ))، و بعضى به معنى ((انواع عذاب )) و بعضى آن را به معنى ((وادى پر عذابى در جهنم )) تفسير كرده اند، اين كلمه معمولا در مورد حوادث اسفناك به كار مى رود، و در اينجا حكايت از سرنوشت دردناك تكذيب كنندگان در آن روز مى كند. منظور از ((مكذبين )) در اينجا كسانى است كه قيامت را تكذيب مى كنند، و مى دانيم كسى كه ايمان به قيامت و دادگاه عدل خداوند و حساب و جزا نداشته باشد به آسانى مرتكب هر گونه گناه و ظلم و فسادى مى شود، اما ايمان راسخ به آن روز به انسان تعهد و احساس ‍ مسؤ وليت و تقوى و پرهيزگارى مى بخشد. 1 - محتواى اين سوگندها! در آيات فوق نخست به بادها و طوفانها سوگند ياد شده ، و اين بخاطر نقش مهمى است كه آنها در جهان آفرينش دارند: ابرها را به حركت در مى آورند، و سپس آنها را بر فراز زمينها خشك و مرده پيوند مى دهند، و بعد از نزول باران آنها را متفرق مى سازند. بذرهاى گياهان را جابجا مى كنند، و جنگلها و مرتعها به وجود مى آورند. بسيارى از گلها و ميوه ها را بارور مى سازند، و حرارت و برودت را از مناطق مختلف زمين به نقاط ديگر مى برند و هوا را تعديل مى كنند. هواى زنده و پر اكسيژن را از مزارع و صحراها به شهرها مى برند، و هواى آلوده را براى تصفيه به صحراها مى فرستند. آبهاى دريا را متلاطم و مواج ، و براى موجودات زنده آبزى پر اكسيژن مى كنند آرى بادها و نسيمها خدمات عظيم و حياتى در جهان دارند. بخش ديگر اين سوگندها كه از برنامه نزول وحى به وسيله فرشتگان سخن مى گويد نيز در عالم معنى شباهت با وزش نسيم در عالم ماده دارد، فرشتگان ، كلمات وحى را كه همچون قطرات باران زنده كننده است بر قلوب پيامبران خدا نازل مى كنند، و گلها و ميوه هاى معارف الهى و تقوى را در قلبها مى رويانند، و به اين ترتيب خداوند هم به مربيان عالم ماده و هم مربيان عالم معنى سوگند ياد كرده است . و جالب اينكه تمام اين سوگندها براى بيان واقعيت روزى است كه تمام اين تلاشها و كوششها به ثمر مى نشيند روز قيامت و يوم الفصل .