تفسیر آیه (ها): [1]
وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا 1
expand_more
سوره ذاريات مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 60 آيه است محتواى سوره ذاريات محور بحث در اين سوره در درجه اول ، مسائل مربوط به معاد و رستاخيز و پاداش و كيفر مؤ منان و مجرمان است ، ولى از اين نظر مانند ((سوره ق )) نيست بلكه محورهاى ديگرى براى بحث در اين سوره نيز ديده مى شود. به طور كلى مى توان گفت مباحث اين سوره بر پنج محور زير دور مى زند: 1 - چنانكه گفتيم قسمت مهمى از آن را مباحث معاد و شاخ و برگهاى آن تشكيل مى دهد، هم آغاز سوره با معاد است و هم پايان آن با معاد. 2 - بخش ديگرى از اين سوره ناظر به مساءله توحيد و آيات و نشانه هاى خدا در نظام آفرينش است كه طبعا بحثهاى معاد را تكميل مى كند. 3 - در بخش ديگر از داستان فرشتگانى كه ميهمان ابراهيم (عليه السلام ) شدند و ماءمور در هم كوبيدن شهرهاى قوم لوط بودند بحث مى كند. 4 - آيات ديگرى از اين سوره اشارات كوتاهى به داستان موسى (عليه السلام ) و قوم عاد و قوم ثمود و قوم نوح دارد، و به اين وسيله كافران و مجرمان ديگر را هشدار مى دهد. 5 - و بالاخره قسمت ديگرى از اين سوره ، مبارزه اقوام متعصب و لجوج را با انبياء گذشته بازگو كرده ، و پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله ) را كه در برابر مخالفين سرسخت قرار داشت از اين طريق دلدارى مى دهد، و دعوت به استقامت مى كند. فضيلت تلاوت اين سوره در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است : من قراء سورة الذاريات فى يومه او ليلته اصلح الله له معيشته و اتاه برزق واسع و نور له فى قبره بسراج يزهر الى يوم القيامة : ((هر كس سوره ذاريات را در روز يا شب بخواند خداوند وضع زندگى و معيشت او را اصلاح مى كند، روزى وسيعى به او مى دهد، و قبر او را با چراغى روشن مى سازد كه تا روز قيامت مى درخشد))! <1> كرارا گفته ايم تنها لقلقه زبان براى رسيدن به اينهمه پاداش عظيم كافى نيست بلكه هدف تلاوتى است انديشه برانگيز، و انديشه اى عمل آفرين ! ضمنا نامگذارى سوره به ((ذاريات )) به تناسب نخستين آيه اين سوره است . تفسير : سوگند به طوفانها و ابرهاى باران زا! بعد از سوره ((والصافات )) اين دومين سوره اى است كه با سوگندهاى مكرر آغاز مى شود، سوگندهائى پرمعنى و تفكرآفرين ، سوگندهائى بيداركننده و آگاهى بخش . بسيارى ديگر از سوره هاى قرآن كه به خواست خدا در بحثهاى آينده با آن روبه رو مى شويم چنين است ، و جالب اينكه اين سوگندها غالبا مقدمه اى است براى بيان مساءله معاد، جز در موارد معدودى كه با مساءله توحيد و غير آن مربوط مى شود، و نيز جالب اينكه محتواى اين سوگندها ربط خاصى با محتواى رستاخيز دارد، و با ظرافت و زيبائى مخصوصى اين بحث مهم را از جوانب گوناگون تعقيب مى كند. حقيقت اين است كه سوگندهاى قرآن كه تعداد آن زياد است يكى از چهره هاى اعجاز اين كتاب آسمانى و از زيباترين و درخشنده ترين فرازهاى آن است كه شرح هر كدام در جاى خود خواهد آمد. در آغاز اين سوره خداوند به پنج موضوع مختلف سوگند ياد كرده است كه چهار مورد آن پشت سر هم و يك قسمت به صورت جداگانه آمده است . نخست مى فرمايد: ((سوگند به بادهائى كه ابرها را در آسمان به حركت در مى آورند و گرد و غبارها و بذر گياهان و نطفه هاى گلها را در روى زمين به هر سو مى پراكند)) (و الذاريات ذروا).
<2> سپس مى افزايد: ((سوگند به ابرهائى كه بار سنگينى از باران با خود حمل مى كنند)) (فالحاملات وقرا).
<3> ((و سوگند به كشتيهائى كه بر رودخانه هاى عظيم و صفحه درياها به آسانى به حركت درمى آيند)) (فالجاريات يسرا).
<4> ((و سوگند به فرشتگانى كه كارها را تقسيم مى كنند)) (فالمقسمات امرا). در حديثى كه بسيارى از مفسران در ذيل همين آيه آورده اند مى خوانيم : ((ابن الكوا)) <5> روزى از على (عليه السلام ) در حالى كه بر منبر خطبه مى خواند سؤ ال كرد منظور از ((الذاريات ذروا)) چيست ؟ فرمود: بادها است . عرض كرد: ((فالحاملات وقرا)) فرمود: ابرها است . عرض كرد: ((فالجاريات يسرا)) فرمود: كشتيها است . عرض كرد: ((فالمقسمات امرا)) فرمود: منظور فرشتگان است . با اين حال تفسيرهاى ديگرى است كه با اين تفسير قابل جمع است .
از جمله اينكه منظور از ((جاريات يسرا)) نهرهائى است كه به وسيله بارانها به جريان مى افتد، و منظور از ((فالمقسمات امرا)) ارزاقى است كه بواسطه فرشتگان از طريق كشاورزى تقسيم مى شود. به اين ترتيب سخن از بادها، سپس ابرها، و بعد از آن نهرها، و سرانجام روئيدن گياهان است كه تناسب نزديكى با مساءله معاد كه بعد از آن آمده دارد، زيرا مى دانيم كه يكى از دلائل امكان معاد مساءله زنده كردن زمينهاى مرده به وسيله نزول باران است كه بارها در قرآن به عبارات مختلف ذكر شده است . اين احتمال نيز داده شده كه اين چهار وصف همگى اوصاف بادها باشد، بادهائى كه ابرها را توليد مى كند، و بادهائى كه آنها را بر دوش ‍ خود حمل مى نمايد، و بادهائى كه آنها را به هر سو مى راند، و بادهائى كه دانه هاى باران را به هر طرف مى پاشد.
<6> با توجه به اينكه تعبيرات اين آيات جامع و كلى است مى تواند همه اين معانى را در خود جاى دهد ولى عمده همان تفسير اول است . در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه اگر منظور فرشتگان است ، فرشتگان چه امورى را تقسيم مى كنند؟ در پاسخ مى گوئيم : اين تقسيم كار ممكن است مربوط به كل تدبير اين عالم باشد كه گروههائى از فرشتگان الهى به فرمان او تدبير امور آن را بر عهده دارند، و نيز ممكن است مربوط به تقسيم ارزاق ، و يا تقسيم قطرات باران بر مناطق روى زمين باشد.
<7> بعد از ذكر اين چهار سوگند كه همه بيانگر اهميت مطلبى است كه بعد از آن مى آيد مى فرمايد: ((آنچه به شما وعده داده شده است قطعا راست است )) (انما توعدون لصادق ).
<8> و بار ديگر به عنوان تاءكيد مى افزايد و بدون شك جزاى اعمال واقع شدنى است (و ان الدين لواقع ). ((دين )) در اينجا به معنى جزاء است ، همانطور كه در ((مالك يوم الدين )) آمده ، و اصولا يكى از نامهاى قيامت ((يوم الدين )) (روز جزااست ) و از آن روشن مى شود كه منظور از وعده هاى واقع شدنى در اينجا وعده هاى مربوط به قيامت و حساب و پاداش و كيفر و بهشت و دوزخ و ساير امور مربوط به معاد است ، بنابراين جمله اول تمام وعده هاى قيامت را شامل مى شود، و جمله دوم تاءكيدى است بر مساءله جزا. در چند آيه بعد نيز سخن از ((يوم الدين )) به ميان آمده ، و همانگونه كه قبلا نيز اشاره كرديم سوگندهائى كه در آغاز اين سوره آمده پيوند و تناسب روشنى با نتيجه اين قسمها دارد، چرا كه حركت ابرها و نزول بارانها و در نتيجه زنده شدن زمينهاى مرده ، خود صحنه اى از قيامت و معاد را در اين دنيا نشان مى دهد. بعضى از مفسران ((ما توعدون )) را در اينجا به مفهوم وسيعترى تفسير كرده اند كه تمام وعده هاى الهى مربوط به قيامت و دنيا و تقسيم ارزاق و مجازات مجرمان در اين جهان و جهان ديگر، و پيروزى مؤ منان صالح را شامل مى شود، آيه 22 همين سوره كه مى گويد: ((و فى السماء رزقكم و ما توعدون )) نيز ممكن است تاءييدى بر اين معنى باشد، و چون لفظ آيه مطلق است اين عموميت بعيد نيست . به هر حال ، وعده هاى الهى همه صادق است ، چرا كه ((خلف وعده )) يا ناشى از ((جهل )) است ، يا ((عجز)) جهلى كه باعث تغيير فكر وعده دهنده مى شود، و عجزى كه او را از وفاى به وعده بازمى دارد، اما خداوند ((عالم )) و ((قادر)) وعده هايش ‍ تخلف ناپذير است .