تفسیر آیه (ها): [1,2,3]
حم 1 , تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ 2 , مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى وَالَّذِينَ كَفَرُوا عَمَّا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ 3
expand_more
سوره احقاف مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 35 آيه است محتواى سوره احقاف اين سوره از سوره هاى مكى است (هر چند جمعى از مفسران نزول بعضى از آيات آن را در مدينه تاءييد كرده اند كه در شرح آن آيات بحث خواهيم كرد) و به حكم شرائط زمان و مكان نزولش ‍ كه زمان مبارزه با شرك ، و دعوت به توحيد و معاد و مسائل زير بنائى اسلام بوده ، در همين محورها سخن مى گويد، و در يك جمعبندى فشرده مى توان گفت اين سوره اهداف زير را تعقيب مى كند: 1 - بيان عظمت قرآن . 2 - مبارزه قاطع بر ضد هر گونه شرك و بت پرستى . 3 - توجيه مردم در مساءله معاد و دادگاه عدل پروردگار. 4 - ضمنا به عنوان هشدار به مشركان و مجرمان گوشه اى از داستان قوم عاد را كه ساكن سرزمين احقاف بودند بيان مى دارد (نام سوره نيز از همينجا گرفته شده است ). 5 - اشاره به گسترش و عموميت دعوت پيامبر اسلام تا آنجا كه غير از انسانها يعنى طايفه جن را نيز شامل مى شود. 6 - تشويق مؤ منان و انذار كافران و ايجاد مبادى خوف و رجاء. 7 - دعوت پيامبر اسلام به صبر و استقامت هر چه بيشتر و اقتدار به سيره انبياى بزرگ پيشين . فضيلت اين سوره در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در فضيلت اين سوره آمده است : من قراء سورة الاحقاف اعطى من الاجر بعدد كل رمل فى الدنيا عشر حسنات ، و محى عنه عشر سيئات ، و رفع له عشر درجات : ((هر كس سوره احقاف را بخواند به ازاء هر دانه شن كه در اين دنيا است ده حسنه به او داده مى شود، و ده سيئه محو مى گردد، و ده درجه بر درجات او افزوده مى شود)). از آنجا كه ((احقاف )) جمع ((حقف )) (بر وزن رزق ) به معنى شنهاى روان است كه بر اثر وزش باد در بيابانها به صورت مستطيل و كج و معوج روى هم انباشته مى شود، و سرزمين قوم عاد را از اين جهت ((احقاف )) مى گفتند كه ريگستانى به اين صورت بود تعبير حديث فوق ناظر به همين معنى است . بديهى است اينگونه حسنات و درجات تنها به خاطر تلاوت الفاظ نيست بلكه تلاوتى است سازنده و بيدارگر در مسير ايمان و تقوى ، و محتواى سوره احقاف به راستى چنين اثرى را دارد، اگر انسان طالب حقيقت و آماده عمل باشد. در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) آمده است : من قراء كل ليلة او كل جمعة سورة الاحقاف لم يصبه الله عز و جل بروعة فى الحياة الدنيا، و آمنه من فزع يوم القيامة ان شاء الله : ((هر كس ‍ سوره احقاف را هر شب ، يا هر جمعه ، بخواند خداوند وحشت دنيا را از او برمى دارد، و از وحشت روز قيامت نيز در امان مى دارد)). تفسير: آفرينش اين جهان بر اساس حق است اين سوره آخرين سوره از سوره هاى هفتگانه ((حم )) است كه مجموعا ((حواميم )) نام دارد. در تفسير ((حروف مقطعه )) عموما، و ((حم )) خصوصا، مطالب زيادى در آغاز سوره هاى ((بقره )) و ((آل عمران )) و ((اعراف )) و سوره هاى گذشته ((حم )) داشتيم نيازى به تكرار ندارد. همين قدر مى گوئيم كه اين آيات تكاندهنده و حركت آفرين و پرمحتواى قرآن از حروف ساده الفبا، از حا و ميم ، و مانند آن ، تركيب يافته ، و در عظمت خداوند همين بس كه چنان تركيب عظيمى را از چنين مفردات ساده اى به وجود آورده كه اگر تا دامنه قيامت در اسرار آن انديشه كنند باز هم مطالب ناگفته بسيار دارد. و شايد به همين جهت بلافاصله مى افزايد: - اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم (قادر و توانا) نازل شده است )) (تنزيل الكتاب من الله العزيز الحكيم ). اين همان تعبيرى است كه در آغاز سه سوره از سوره هاى ((حم )) آمده است (مؤ من و جاثيه و احقاف ). مسلم است قدرتى شكست ناپذير و حكمتى بيكران لازم است تا چنين كتابى را نازل كند. سپس از كتاب ((تدوين )) به كتاب ((تكوين )) پرداخته ، و از عظمت و حقانيت آسمانها و زمين سخن مى گويد، و مى فرمايد: ((ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است جز به حق نيافريديم )) (ما خلقنا السموات و الارض و ما بينهما الا بالحق ). نه در كتاب آسمانيش كلمه اى بر خلاف حق است ، و نه در مجموعه عالم خلقتش چيزى ناموزون و مخالف حق يافت مى شود، همه موزون ، همه سنجيده ، و همه همراه و تواءم با حق است . اما اين آفرينش همانگونه كه سرآغازى داشته سرانجامى نيز دارد، و لذا در دنباله آيه مى افزايد: ((ما براى آن سرآمد معينى قرار داديم )) (و اجل مسمى ). كه با فرارسيدن آن دنيا فانى مى شود، و چون اين جهان تواءم با حق و داراى هدف است ، طبعا بايد به دنبال آن جهانى ديگر كه نتائج اعمال در آن بررسى مى شود وجود داشته باشد، بنابراين حقانيت اين جهان خود دليل بر وجود معاد است ، و گرنه پوچ و بيهوده بود و تواءم با ظلم و ستم فراوان . اما با اينكه قرآن حق است ، و آفرينش جهان نيز حق ((كافران لجوج از آنچه انذار شده اند رويگردان هستند)) (و الذين كفروا عما انذروا معرضون ). از يك سو آيات قرآن پى در پى آنها را انذار و بيم مى دهد كه دادگاه بزرگى در پيش داريد، و از سوى ديگر جهان آفرينش با نظامات خاص خود نيز هشدار مى دهد كه حسابى در كار است ، اما اين غافلان بيخبر نه به اين توجهى مى كنند، و نه به آن . تعبير به ((معرضون )) از ماده ((اعراض )) اشاره به اين است كه اگر با آيات تكوين و تدوين روبرو و مواجه شوند حقايق را درك مى كنند اما آنها صورت خود را برمى گردانند، و از حق گريزانند مبادا در روند تقاليد و تخيلات و هوى و هوس آنها دگرگونى ايجاد كند.