تفسیر آیه (ها): [1,2]
الْحَمْدُ للهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَلَهُ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ 1 , يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ 2
expand_more
سوره سبا مقدمه (34) سوره سبا در مكه نازل شده و داراى 54 آيه است محتواى سوره سبا اين سوره كه به مناسبت شرح سرگذشت قوم ((سبا)) به نام ((سبا)) ناميده شده از سوره هاى ((مكى )) است ، و ميدانيم محتواى سوره هاى مكى معمولا بيان معارف اسلامى و ريشه هاى اعتقادى مخصوصا ((مبداء)) و ((معاد)) و ((نبوت )) است . و بيشترين بحث اين سوره نيز روى همين امور دور ميزند، چرا كه مسلمانان در دوران مكه مى بايست از نظر عقائد ساخته مى شدند، و براى پرداختن به فروع و تشكيل حكومت اسلامى و پياده كردن تمام برنامه هاى اسلامى ، آماده مى گرديدند. به طور كلى بايد گفت محتواى اين سوره ناظر به پنج مطلب است : 1 - ((مساله توحيد)) و قسمتى از نشانه هاى خداوند در عالم هستى ، و صفات پاك او از جمله ((توحيد)) ((ربوبيت )) و ((الوهيت )). 2 - مساله معاد كه از همه مسائل در اين سوره بيشتر مطرح شده ، از طرق مختلف در باره آن بحثهاى گوناگونى عنوان گرديده . 3 - مساله نبوت انبياى پيشين و مخصوصا پيامبر اسلام و پاسخ به بهانه - جوئيهاى دشمنان در باره او، و بيان پاره اى از معجزات انبياء سلف . 4 - بيان بخشى از نعمتهاى بزرگ خدا و سرنوشت شكرگزاران و كفران كنندگان ، ضمن بيان گوشهاى از زندگى سليمان و قوم سبا. 5 - دعوت به تفكر و انديشه و ايمان و عمل صالح و تاثير اين عوامل در سعادت و نيكبختى بشر، و مجموعا برنامه جامعى را براى تربيت جستجوگران حق تشكيل مى دهد. فضيلت اين سوره در روايات اسلامى در باره اهميت اين سوره و تلاوت آن تعبيرات جالبى ديده مى شود: از جمله در حديثى از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين مى خوانيم : من قرا سورة سبا لم يبق نبى و لا رسول الا كان له يوم القيامة رفيقا و مصافحا: كسى كه سوره سبا را بخواند در قيامت تمام انبياء و رسولان رفيق و همنشين او خواهند بود، و همگى با او مصافحه مى كنند. در حديث ديگرى از امام صادق (عليهالسلام ) چنين نقل شده است : من قرء الحمدين جميعا، سباء و فاطر، فى ليلة لم يزل ليلته فى حفظ الله تعالى و كلائه ، فان قرأ هما فى نهاره لم يصبه فى نهاره مكروه ، و اعطى من خير الدنيا و خير الاخرة ما لم يخطر على قلبه و لم يبلغ مناه : ((كسى كه دو سورهاى را كه با حمد آغاز مى شود (سوره سبا و فاطر) در يك شب بخواند، تمام آن شب را در حفظ و حراست الهى خواهد بود، و اگر آن دو را در روز بخواند هيچ مكروهى به او نمى رسد، و آن قدر از خير دنيا و آخرت به او داده مى شود كه هرگز به قلبش خطور نكرده ، و فكر و آرزويش به آن نرسيده است ))!. همانگونه كه در آغاز هر سورهاى يادآور شدهايم ، مسلما اين پاداشهاى عظيم نصيب كسانى نمى شود كه تنها به خواندن و لقلقه زبان قناعت كنند، بلكه خواندن بايد مقدمهاى باشد براى انديشيدن كه آن نيز انگيزه عمل است . مثلا كسى كه اين سوره را مى خواند از اين نكته با خبر مى شود كه قوم سبا بر اثر كفران نعمتهاى بى حساب الهى چنان زندگانيشان در هم كوبيده شد كه عبرت همگان گشتند و سرنوشت آنها ضرب المثلى براى جهانيان شد، چنين انسانى به شكر نعمت ، شكرى آميخته با جنبه هاى عملى مى پردازد، و شاكران نعمت خداوند در حفظ و امان او خواهند بود. در اين زمينه شرح بيشترى در آغاز سوره نور دادهايم . تفسير: او مالك همه چيز و عالم به همه چيز است پنج سوره از سوره هاى قرآن مجيد با حمد پروردگار شروع مى شود كه در سه سوره آن حمد و ستايش خداوند بخاطر آفرينش آسمان و زمين و موجودات ديگر است (سوره سبا، سوره فاطر، و سوره انعام ). و در يك سوره (سوره كهف ) اين حمد و ستايش بخاطر نزول قرآن بر قلب پاك پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد. در حالى كه در سوره حمد تعبير جامعى شده كه همه اين امور را در بر مى گيرد ((الحمد لله رب العالمين )). به هر حال سخن در آغاز سوره سبا از حمد و سپاس خدا است بخاطر مالكيت و حاكميت او در دنيا و آخرت ، مى فرمايد: ((حمد مخصوص خداوندى است كه تمام آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است )) (الحمد لله الذى له ما فى السموات و ما فى الارض ). ((و نيز حمد و سپاس براى او در سراى آخرت است )) (و له الحمد فى الاخرة ). به اين ترتيب حاكميت و مالكيت هر دو جهان از آن او است ، هر نعمتى ، هر موهبتى ، هر فايده و بركتى ، و هر خلقت موزون و شگرف و عجيبى ، همه تعلق به ذات پاك او دارد، و به همين دليل حمد كه حقيقتش ‍ ستايش بخاطر كارهاى نيك اختيارى است همه به او باز مى گردد، و اگر مخلوقاتى نيز شايسته حمد و ستايشند آنها نيز پرتوى از وجود او و شعاعى از افعال و صفات او هستند. بنابر اين هر كس در اين عالم مدح و ستايشى از چيزى كند اين حمد و ستايش سرانجام به ذات پاك او بر مى گردد، و به گفته شاعر: به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم ، كه همه عالم از او است و در پايان آيه مى افزايد: ((او حكيم و خبير است )) (و هو الحكيم الخبير). بر اساس حكمت بالغه اوست كه اين نظام عجيب بر جهان حكومت مى كند، و بر اساس علم و آگاهى اوست كه هر چيز به جاى خود قرار گرفته ، و هر موجودى آنچه را كه نياز دارد در اختيار دارد. در اينكه منظور از حمد و ستايش خداوند در آخرت چيست ؟ مفسران گفتگو بسيار كرده اند. بعضى گفته اند گرچه سراى آخرت دار تكليف نيست ، اما بندگان خدا عاشقانه در آنجا او را مى ستايند و حمد مى كنند، و از حمد و ستايش او لذت مى برند! بعضى ديگر گفته اند: بهشتيان او را به خاطر فضلش حمد مى كنند و دوزخيان بخاطر عدلش ! گاه گفته مى شود: انسانهائى كه در اين دنيا هستند به خاطر وجود حجابهاى مختلف بر قلب و فكرشان غالبا حمد خالص ندارند، اما در قيامت كه همه حجابها بر چيده مى شود و به مصداق الملك يومئذ لله مالكيت خداوند بر پهنه هستى بر همگان آشكار مى شود، همگى با خلوص نيت كامل زبان به حمد و ستايش او مى گشايند. و نيز در اين جهان ممكن است انسانها غافل شوند، و موجوداتى را مستقل از ذات خداوند پندارند و آنها را ستايش كنند، اما در آنجا كه ارتباط همگى به ذات پاك او همچون شعاع آفتاب به قرص خورشيد آشكار مى گردد كسى جز او را ستايش نخواهد كرد. از همه اينها كه بگذريم در قرآن مجيد نيز كرارا آمده است كه بهشتيان در آنجا خدا را حمد مى گويند: و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمين : ((آخرين سخن بهشتيان اين است كه مى گويند حمد براى خدائى است كه پروردگار جهانيان است )) (يونس آيه 10). در جاى ديگر مى خوانيم : هنگامى كه مومنان وارد باغهاى بهشت جاويدان مى شوند مى گويند: شكر براى خداوندى است كه اندوه را از ما بر طرف ساخت و قالوا الحمد لله الذى اذهب عنا الحزن (فاطر - 34). اين حمد نه تنها از زبان انسانها و فرشتگان است كه از تمام ذرات جهان هستى نيز زمزمه حمد و تسبيح او به گوش هوش مى رسد، هيچ موجودى نيست جز اينكه حمد و تسبيح او مى گويد. آيه بعد به شرح گوشهاى از علم بى پايان پروردگار به تناسب توصيف خداوند به ((حكيم )) و ((خبير)) در آيه گذشته پرداخته ، چنين مى گويد: آنچه را در زمين فرو مى رود و آنچه را از آن خارج مى شود مى داند (يعلم ما يلج فى الارض و ما يخرج منها). آرى او از تمام قطرات باران و امواج سيلاب كه در اعماق زمين فرو مى روند و به طبقه نفوذ ناپذير مى رسند و در آنجا متمركز و براى انسانها ذخيره مى شوند آگاه است . او از دانه هاى گياهان كه با كمك باد يا حشرات در پهنه زمين پراكنده مى شوند و در زمين فرو مى روند و روزى به درخت سر سبز يا گناه پر طراوتى تبديل مى گردند با خبر است . از ريشه هاى درختان به هنگامى كه در جستجوى آب و غذا به اعماق زمين پيشروى مى كنند. از امواج الكتريسته ، از گازهاى مختلف و ذرات هوا كه به داخل زمين نفوذ مى كنند، از جاندارانى كه در زمين فرو مى روند و به آن حيات مى بخشند، و نيز از گنجها و دفينه ها و اجساد مردگان اعم از انسانها و غير انسانها كه در اين زمين گسترده دفن مى شوند، آرى از همه اينها باخبر است . همچنين از گياهانى كه از زمين خارج مى شوند، از انسانها كه از آن بر خاسته اند، از چشمه هائى كه از آن مى جوشد، از گازهائى كه از آن برمى خيزد، از آتشفشانهائى كه از آن زبانه مى كشد، و از حشراتى كه در درون زمين لانه دارند و از آن سر بر مى دارند، و خلاصه از تمام موجوداتى كه از اعماق زمين بيرون مى ريزند، اعم از آنچه ما ميدانيم و نمى دانيم ، او از همه آنها مطلع و آگاه است . سپس مى افزايد: او از آنچه از آسمان نازل مى شود و يا به آسمان بالا مى رود با خبر است (و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها). از دانه هاى باران ، از اشعه حياتبخش خورشيد، از امواج نيرومند وحى و شرايع آسمانى ، از فرشتگانى كه براى ابلاغ رسالت يا انجام ماموريتهاى ديگر به زمين نزول مى كنند، از اشعه كيهانى كه از ماوراء جو به زمين نازل مى شود، از شهابها و سنگريزه هاى سرگردان فضا كه به سوى زمين جذب مى شوند، او از همه اينها مطلع است . و نيز از اعمال عباد كه به آسمان عروج مى كند، از فرشتگانى كه پس از اداى رسالت خود به آسمان باز مى گردند، از شياطينى كه براى استراق سمع به آسمانها مى روند، از شاخه هاى درختان برومندى كه سر به آسمان بر مى كشد از بخارهائى كه از دريا برمى خيزد و بر فراز آسمان ابرها را تشكيل مى دهد، از آهى كه از دل مظلومى برمى خيزد و به آسمان صعود مى كند، آرى از همه اينها آگاه است . آيا هيچكس جز او از اين امور آگاهى دارد؟ آيا علم همه دانشمندان بشر به گوشهاى از اين معلومات احاطه پيدا مى كند؟! و در پايان مى افزايد: اوست رحيم و غفور، مهربان و آمرزنده (و هو الرحيم الغفور). توصيف خداوند بر اين دو وصف در اينجا يا بخاطر آنست كه در ميان امورى كه به آسمان عروج مى كند اعمال بندگان و ارواح آنهاست ، اوست كه آنها را زير پوشش رحمت و مغفرتش قرار مى دهد. يا بخاطر اينكه نزول بركات و مواهب آسمانى مولود رحمت اوست ، و اعمال صالحى كه از بندگان به مقتضاى و العمل الصالح يرفعه بالا مى رود مشمول غفران او مى باشد. يا اينكه آنها كه شكر اين نعمتها را بجا مى آورند مشمول رحمتند و آنها كه مقصرند اگر از حد نگذرانند مشمول مغفرت . خلاصه اينكه آيه فوق در تمام ابعادش معنى وسيع و گسترده اى دارد، و نبايد آنرا در يك جهت محدود كرد.