تفسیر آیه (ها): [1,2,3,4,5]
الم 1 , تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ 2 , هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ 3 , الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ 4 , أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ 5
expand_more
سوره لقمان مقدمه اين سوره در مكه نازل شده و داراى 34 آيه است محتواى سوره لقمان مشهور و معروف ميان مفسران اين است كه اين سوره در مكه نازل شده گر چه بعضى مانند شيخ طوسى در تبيان ، اندكى از آيات اين سوره را مانند آيه چهارم كه سخن از نماز و زكات مى گويد، و يا مانند فخر رازى كه علاوه بر اين آيه آيه 27 را كه از علم وسيع پروردگار بحث مى كند استثناء كرده اند، ولى دليل روشنى براى اين استثناها وجود ندارد، چرا كه نماز و زكات (البته زكات به صورت كلى ) در مكه نيز وجود داشته است ، و داستان شرح وسعت علم پروردگار نيز چيزى نيست كه نشانه مدنى بودن در آن باشد. بنابراين سوره لقمان به حكم مكى بودن مشتمل بر محتواى عمومى سوره هاى مكى است ، يعنى پيرامون عقايد اساسى اسلامى مخصوصا مبدء و معاد و همچنين نبوت بحث مى كند. به طور كلى محتواى اين سوره در پنج بخش خلاصه مى شود: بخش اول بعد از ذكر حروف مقطعه اشاره به عظمت قرآن و هدايت و رحمت بودن آن براى مؤ منانى كه واجد صفات ويژه هستند مى كند، و در نقطه مقابل ، سخن از كسانى مى گويد كه در برابر اين آيات آنچنان سرسختى و لجاجت نشان مى دهند كه گوئى گوشهايشان كر است ، علاوه بر اين سعى دارند با ايجاد سرگرميهاى ناسالم ديگران را نيز از قرآن منحرف نمايند. بخش دوم از نشانه هاى خدا در آفرينش آسمان و بر پا داشتن آن بدون هيچگونه ستون ، و آفرينش كوهها در زمين ، و جنبندگان مختلف ، و نزول باران و پرورش گياهان سخن مى گويد. بخش سوم به همين مناسبت قسمتى از سخنان حكمت آميز لقمان آن مرد الهى را به هنگام اندرز فرزندش نقل مى كند كه از توحيد و مبارزه با شرك شروع شده ، و با توصيه به نيكى كردن به پدر و مادر، و نماز، و امر به معروف و نهى از منكر، و شكيبائى در برابر حوادث سخت ، و خوشروئى با مردم ، و تواضع و فروتنى و اعتدال در امور پايان مى يابد. در بخش چهارم بار ديگر به دلائل توحيد باز مى گردد، و سخن از تسخير آسمان و زمين و نعمتهاى وافر پروردگار و نكوهش از منطق بت پرستانى كه تنها بر اساس تقليد از نياكان در اين وادى گمراهى افتادند، سخن مى گويد، و از آنها بر مساءله خالقيت پروردگار كه پايه عبوديت او است اقرار مى گيرد. و نيز از علم گسترده و بى پايان خدا با ذكر مثال روشنى پرده بر مى دارد، و در همين رابطه علاوه بر ذكر آيات آفاقى ، از توحيد فطرى كه تجليش به هنگام گرفتار شدن در ميان امواج بلا است به طرز جالبى بحث مى كند. بخش پنجم اشاره كوتاه و تكان دهنده اى به مساءله معاد و زندگى پس از مرگ دارد، به انسان هشدار مى دهد كه مغرور به زندگى اين دنيا نشود، به فكر آن سراى جاويدان باشد. اين مطلب را با ذكر گوشه اى از علم غيب پروردگار كه از همه چيز در ارتباط با انسان از جمله لحظه مرگ او و حتى جنينى كه در شكم مادر است آگاه است تكميل كرده و سوره را پايان مى دهد. ضمنا روشن است نامگذارى اين سوره به سوره لقمان به خاطر همان بحث قابل ملاحظه و پر مغزى است كه از اندرزهاى لقمان در اين سوره آمده ، و تنها سوره اى است كه از اين مرد حكيم سخن مى گويد. فضيلت سوره لقمان روايات متعددى در فضيلت اين سوره از پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) و بعضى از ائمه اهلبيت (عليهم السلام ) نقل شده است ، از جمله : در حديثى از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم : من قرء سورة لقمان ، كان لقمان له رفيقا يوم القيامة ، و اعطى من الحسنات عشرا بعدد من عمل بالمعروف و عمل بالمنكر: ((كسى كه سوره لقمان را بخواند لقمان در قيامت رفيق و دوست او است ، و به عدد كسانى كه كار نيك يا بد انجام داده اند (به حكم امر به معروف و نهى از منكر در برابر آنها) ده حسنه به او داده مى شود)). و در حديث ديگرى از امام باقر (عليه السلام ) مى خوانيم : من قرء سورة لقمان فى ليلة و كل الله به فى ليلة ثلاثين ملكا يحفظونه من ابليس و جنوده حتى يصبح ، فاذا قرئها بالنهار لم يزالوا يحفظونه من ابليس و جنوده حتى يمسى : ((كسى كه سوره لقمان را در شب بخواند، خدا سى فرشته را مامور حفظ او تا به صبح در برابر شيطان و لشكر شيطان مى كند، و اگر در روز بخواند اين سى فرشته او را تا به غروب از ابليس و لشكرش محافظت مى نمايند. بارها گفته ايم و باز هم مى گوئيم كه اينهمه فضيلت و ثواب و افتخار براى خواندن يك سوره قرآن به خاطر آنست كه تلاوت مقدمه اى است براى انديشه و فكر و آن نيز مقدمه اى است براى عمل و تنها با لقلقه لسان نبايد اينهمه فضيلت را انتظار داشت . تفسير: نيكوكاران كيانند؟ اين سوره ، با ذكر عظمت و اهميت قرآن آغاز مى شود، و بيان حروف مقطعه در ابتداى آن نيز اشاره لطيفى به همين حقيقت است ، كه اين آيات كه از حروف ساده الفبا تركيب يافته ، چنان محتوائى بزرگ و عالى دارد كه سرنوشت انسانها را به كلى دگرگون مى سازد (الم ). لذا بعد از ذكر ((حروف مقطعه )) مى گويد: ((اين آيات كتاب حكيم است )) (تلك آيات الكتاب الحكيم ). ((تلك )) در لسان عرب براى اشاره به دور است ، و كرارا گفته ايم كه اين تعبير مخصوصا كنايه از عظمت و اهميت اين آيات است گوئى در اوج آسمانها و در نقطه دور دستى قرار گرفته ! توصيف ((كتاب )) به ((حكيم )) يا به خاطر استحكام محتواى آن است ، چرا كه هرگز باطل به آن راه نمى يابد، و هر گونه خرافه را از خود دور مى سازد جز حق نمى گويد، و جز به راه حق دعوت نمى كند، درست در مقابل ((لهو الحديث )) (سخنان بيهوده ) كه در آيات بعد مى آيد قرار دارد. و يا به معنى آن است كه اين قرآن همچون دانشمند حكيمى است كه در عين خاموشى با هزار زبان سخن مى گويد، تعليم مى دهد، اندرز مى گويد، تشويق مى كند، انذار مى نمايد، داستانهاى عبرت انگيز بيان مى كند، و خلاصه به تمام معنى داراى حكمت است ، و اين سرآغاز، تناسب مستقيمى دارد با سخنان لقمان حكيم كه در اين سوره از آن بحث به ميان آمده . البته هيچ مانعى ندارد كه هر دو معنى ((حكمت )) در آيه فوق منظور باشد. آيه بعد هدف نهائى نزول قرآن را با اين عبارت بازگو مى كند: ((اين كتاب حكيم مايه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است )) (هدى و رحمة للمحسنين ). ((هدايت )) در حقيقت مقدمه اى است براى ((رحمت پروردگار))، چرا كه انسان نخست در پرتو نور قرآن حقيقت را پيدا مى كند و به آن معتقد مى شود، و در عمل خود آن را به كار مى بندد، و به دنبال آن مشمول رحمت واسعه و نعمتهاى بى پايان پروردگار مى گردد. قابل توجه اينكه در اينجا قرآن ، مايه هدايت و رحمت ((محسنين )) شمرده شده ، و در آغاز سوره نمل ، مايه هدايت و بشارت ((مؤ منين )) (هدى و بشرى للمؤ منين ). و در آغاز سوره بقره ، مايه هدايت ((متقين )) (هدى للمتقين ). اين تفاوت تعبير ممكن است به خاطر آن باشد كه بدون تقوا و پرهيزگارى روح تسليم و پذيرش حقائق در انسان زنده نمى شود، و طبعا هدايتى در كار نخواهد بود. و از اين مرحله پذيرش حق كه بگذريم ، مرحله ايمان فرا مى رسد كه علاوه بر هدايت ، بشارت به نعمتهاى الهى نيز وجود خواهد داشت . و اگر از مرحله تقوى و ايمان فراتر رويم و به مرحله عمل صالح برسيم رحمت خدا نيز در آنجا افزوده مى شود. بنابراين سه آيه فوق ، سه مرحله پى در پى از مراحل تكامل بندگان خدا را بازگو مى كند: مرحله پذيرش حق ، مرحله ايمان و مرحله عمل ، و قرآن در اين سه مرحله به ترتيب مايه هدايت و بشارت و رحمت است (دقت كنيد). آيه بعد محسنين را با سه وصف ، توصيف كرده ، مى گويد: ((آنها كسانى هستند كه نماز را بر پا مى دارند، زكات را ادا مى كنند، و به آخرت يقين دارند)) (الذين يقيمون الصلوة و يؤ تون الزكاة و بالاخرة هم يوقنون ) پيوند آنها با خالق از طريق نماز، و با خلق خدا از طريق زكات ، قطعى است و يقين آنها به دادگاه قيامت انگيزه نيرومندى است براى پرهيز از گناه و براى انجام وظائف . و در آخرين آيه مورد بحث عاقبت و سرانجام كار ((محسنين )) را چنين بيان مى كند: ((آنها بر طريق هدايت پروردگارشان هستند، و آنها رستگارانند)) (اولئك على هدى من ربهم و اولئك هم المفلحون ). جمله ((اولئك على هدى من ربهم ))، از يكسو نشان مى دهد كه هدايت آنها از طرف پروردگارشان تضمين شده است ، و از سوى ديگر تعبير ((على ))، دليل بر اين است كه گوئى هدايت براى آنها يك مركب راهوار است ، و آنها بر اين مركب سوار و مسلطند. و از اينجا تفاوت اين ((هدايت )) با هدايتى كه در آغاز سوره آمده روشن مى شود، چرا كه هدايت نخستين همان آمادگى پذيرش حق است ، و اين هدايت برنامه وصول به مقصد مى باشد. ضمنا جمله اولئك هم المفلحون كه طبق ادبيات عرب ، دليل بر حصر است ، نشان مى دهد كه تنها راه رستگارى ، همين راه است ، راه نيكوكاران ، راه آنها كه با خدا و خلق خدا در ارتباطند، و راه آنها كه به مبدء و معاد ايمان كامل دارند.