تفسیر آیه (ها): [1,2]
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ 1 , يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُمْ بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللهِ شَدِيدٌ 2
expand_more
جزء 17 قرآن مجيد سوره حج مقدمه اين سوره در مدينه نازل شده و 78 آيه است بسم الله الرحمن الرحيم محتواى سوره حج اين سوره كه به خاطر بخشى از آياتش كه پيرامون حج سخن مى گويد به نام ((سوره حج )) ناميده شده است از سوره هائى است كه در ميان مفسران و نويسندگان تاريخ قرآن در ((مكى )) يا ((مدنى )) بودنش گفتگو است ، جمعى آن را - جز چند آيه - ((مكى )) مى دانند، در حالى كه جمع ديگرى معتقدند همه آن - جز چند آيه - در مدينه نازل شده است ، بعضى نيز آن را تركيبى از آيات ((مكى )) و ((مدنى )) مى دانند. ما با توجه به برداشتى كه از سوره هاى مكى و مدنى و به تعبير ديگر جو مدينه و مكه و نيازمنديهاى مسلمانان و چگونگى تعليمات پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نسبت به آنها در اين دو منطقه داريم آيات اين سوره از جهاتى شبيه سوره هاى مدنى است ، چرا كه دستور حج آنهم با ذكر قسمتى از جزئيات آن ، و همچنين دستور جهاد، تناسب با وضع مسلمانان در مدينه دارد، هر چند تاءكيد آيات اين سوره روى مساءله مبدء و معاد بى تناسب به سوره هاى مكى نيست . نويسنده تاريخ القرآن بر اساس تاريخ ((فهرست ابن نديم )) و ((نظم الدرر)) مى گويد: سوره حج مگر چند آيه در مدينه نازل شده ، آن چند آيه نيز در ميان مكه و مدينه نازل گرديده است ، وى اضافه مى كند اين سوره صد و ششمين سوره اى است كه بر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نازل شده و بر حسب ترتيب ، بعد از سوره نور و قبل از سوره ((منافقين )) است . به هر حال در مجموع ، ((مدنى )) بودن سوره قويتر به نظر مى رسد. از نظر محتوا مطالب اين سوره را به چند بخش مى توان تقسيم كرد: 1 - آيات فراوانى كه در زمينه ((معاد)) و دلائل منطقى آن ، و انذار مردم غافل از صحنه هاى قيامت ، و مانند آن است كه از آغاز اين سوره شروع مى شود و بخش ‍ مهمى از آن را در بر مى گيرد. 2 - بخش قابل ملاحظه اى نيز از مبارزه با شرك و مشركان ، سخن مى گويد و با توجه دادن به آيات پروردگار در عالم هستى انسانها را متوجه عظمت آفريدگار مى سازد. 3 - بخشى از اين سوره نيز مردم را به بررسى سرنوشت عبرت انگيز گذشتگان و عذابهاى دردناك الهى كه بر آنها نازل شد دعوت كرده ، از جمله سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود، و قوم ابراهيم و لوط، و قوم شعيب و موسى را يادآور مى شود. 4 - بخش ديگرى از آن پيرامون مساءله حج و سابقه تاريخى آن از زمان ابراهيم (عليه السلام ) و سپس مساءله قربانى و طواف و مانند آن است . 5 - بخشى از آن هم پيرامون مبارزه در برابر ظالمان و پيكار با دشمنان مهاجم ، است . 6 - و سرانجام قسمتى از آن پند و اندرزهائى است در زمينه هاى مختلف زندگى و تشويق به نماز و زكات و امر به معروف و نهى از منكر و توكل و توجه به خداوند. فضيلت تلاوت سوره حج در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مى خوانيم : من قرء سورة الحج اعطى من الاجر كحجة حجها، و عمرة اعتمرها، بعدد من حج و اعتمر فيما مضى و فيما بقى !: ((هر كس سوره حج را بخواند پاداش حج و عمره را خدا به او مى دهد به تعداد تمام كسانى كه در گذشته و آينده حج عمره بجا آورده يا خواهند آورد))!. بدون شك اين ثواب و فضيلت عظيم تنها براى تلاوت لفظى نيست ، تلاوتى است انديشه ساز، و انديشه اى است عمل پرور. در حقيقت كسى كه اين سوره و محتواى آن را از مبدء و معاد گرفته ، تا دستورات عبادى و اخلاقى ، و مسائل مربوط به جهاد و مبارزه با ستمگران ، در اعماق جان خود قرار دهد و برنامه عملى خود سازد، پيوندى با تمام مؤ منان گذشته و آينده از نظر معنوى و روحانى پيدا مى كند، پيوندى كه او را در اعمال آنها شريك ، و آنها را نيز در اعمال او شريك و سهيم مى سازد، بى آنكه از پاداش آنان چيزى كاسته شود و حلقه اتصالى خواهد بود بين همه افراد با ايمان در تمام قرون و اعصار. و با اين اوصاف و شرايط ثواب و پاداشى كه در حديث فوق آمده عجيب به نظر نمى رسد. تفسير : زلزله عظيم رستاخيز اين سوره با دو آيه تكان دهنده و هيجان انگيز پيرامون رستاخيز و مقدمات آن شروع مى شود، آياتى كه بى اختيار انسان را از اين زندگى گذراى مادى بيرون مى برد، و به آينده هول انگيزى كه در انتظار او است متوجه مى سازد آينده اى كه اگر امروز به فكر آن ، و آمادگى بر آن نباشد، به راستى وحشتناك است و اگر باشد دل انگيز و روح افزا است . نخست عموم مردم را بدون استثناء مخاطب ساخته و مى گويد: ((اى مردم از پروردگارتان بترسيد، و پرهيز كارى پيشه كنيد كه زلزله رستاخيز، جريان مهم و عظيمى است (يا ايها الناس اتقوا ربكم ان زلزلة الساعة شى ء عظيم ). خطاب ((يا ايها الناس ))، دليل روشنى است بر اينكه هيچگونه تفاوت و تبعيضى از نظر نژاد و زبان و اعصار و قرون و مكانها و مناطق جغرافيائى و طوائف و قبائل در آن نيست ، و مؤ من و كافر، كوچك و بزرگ ، پير و جوان ، مرد و زن امروز و آينده همه در آن شريكند. جمله ((اتقوا ربكم )) عصاره تمام برنامه هاى سعادتبخش است ، چرا كه از يكسو ((توحيد)) را بيان مى كند (ربكم ) و از سوى ديگر تقوا را و به اين ترتيب برنامه هاى عقيدتى و عملى در آن جمع است . و با ذكر جمله ((ان زلزلة الساعة شى ء عظيم )) حقيقتى را كه در بسيارى از آيات قرآن آمده است به طور سربسته بازگو مى كند، و آن اينكه رستاخيز با يك انقلاب و تحول شديد در سازمان عالم هستى بر پا مى گردد: كوهها از جا كنده مى شوند، درياها به هم مى ريزند، زمين و آسمان در هم كوبيده مى شوند، و جهانى نو با زندگانى نو آغاز مى گردد، مردم در آستانه قيامت در وحشت عظيمى فرو مى روند، و سر از پا نمى شناسند. آيه بعد نمونه هائى از بازتاب اين وحشت عظيم را در چند جمله بيان كرده مى گويد: روزى كه زلزله رستاخيز را مشاهده كنيد آنچنان وحشت سر تا پاى همه را فرا مى گيرد كه مادران شيرده از كودك شيرخوارشان غافل مى شوند (يوم ترونها تذهل كل مرضعة عما ارضعت ). ((و هر باردارى (در آن صحنه باشد) چنين خود را سقط مى كند)) (و تضع كل ذات حمل حملها). سومين بازتاب اينكه ((مردم را به صورت مستان مى بينى ، در حالى كه مست نيستند!)) (و ترى الناس سكارى و ما هم بسكارى ). ((ولى عذاب خدا شديد است )) كه اين چنين هول و وحشت به دلها افكنده و انسانها را از خود بى خود ساخته است (و لكن عذاب الله شديد). 1 - در زلزله هاى دنيا، و حوادث وحشتناك نيز گاهى اين پديده ها به صورت جزئى پيدا مى شود، يعنى مادران كودكان خود را فراموش كرده ، و بارداران جنين خود را ساقط مى كنند، و بعضى همچون افراد مست از خود بى خود مى شوند ولى جنبه عمومى و همگانى ندارد اما زلزله رستاخيز چنانست كه از مشاهده آن همه مردم به اين حالات گرفتار مى شوند. 2 - اين آيات ممكن است اشاره به پايان جهان كه مقدمه رستاخيز است باشد در اين صورت زنان باردار، يا كودكان شير خوار مفهوم اصلى خود را خواهد داشت ، ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه اشاره به زلزله روز قيامت باشد (به قرينه جمله لكن عذاب الله شديد) در اين صورت ذكر جمله هاى فوق جنبه مثال پيدا مى كند، يعنى آنقدر، صحنه وحشتناك است كه اگر زنان باردارى وجود داشته باشند همگى سقط جنين مى كنند، و اگر كودكان شيرخوارى باشند مادرها آنها را به كلى فراموش خواهند كرد. 3 - مى دانيم معمولا در ادبيات عرب از زنى كه كودك خود را شير مى دهد تعبير به مرضع مى كنند ولى همانگونه كه جمعى از مفسران و بعضى از ارباب لغت نوشته اند، گاه اين كلمه به صورت مؤ نث (مرضعه ) آورده مى شود تا اشاره اى باشد به همان لحظه شير دادن ، و به تعبير ديگر مرضع به زنى مى گويند كه مى تواند بچه خود را شير دهد، اما مرضعه مخصوص زنى است كه پستان خود را به دهان كودك شيرخوارش نهاده و در حال شير دادن است !. بنابراين تعبير فوق در آيه نكته خاصى دارد زيرا مى گويد: شدت وحشت زلزله رستاخيز آنقدر زياد است كه حتى اگر مادر پستان در دهان كودك شير خوارش ‍ داشته باشد، چنان متوحش مى گردد كه بى اختيار، پستان از دهانش بيرون كشيده ، فراموشش مى كند! 4 - جمله ((ترى الناس سكارى )) (مردم را به صورت مستان مى بينى ) اشاره به اين است كه پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه مخاطب به اين جمله مى باشد (و احتمالا مؤ منان بسيار قوى الايمان كه قدم جاى قدمهاى او نهاده اند) از اين وحشت عظيم در امانند، زيرا مى گويد مردم را به اين حالت مى بينى ، يعنى خودت چنين نيستى . 5 - بسيارى از مفسران و روات حديث در ذيل آيات مورد بحث روايتى از پيامبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقل كرده اند كه ذكر آن در اينجا به مورد است و آن اينكه : دو آيه آغاز اين سوره در يكى از شبهاى ((غزوه بنى المصطلق )) نازل شد در حالى كه مردم در حال حركت به سوى ميدان جنگ بودند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مردم را صدا زد، آنها توقف كردند و گرداگرد پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) حلقه زدند، حضرت اين آيات را بر آنها خواند صداى گريه از مردم بلند شد، و در آن شب مسلمانان بسيار گريستند، هنگام صبح به قدرى نسبت به دنيا و زندگى دنيا بى اعتنا شده بودند كه حتى زين به روى مركبها ننهادند و خيمه اى بر پا نساختند، گروهى گريه مى كردند و گروهى نشسته در فكر فرو رفته بودند. رسولخدا (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود: آيا مى دانيد اين چه روزى است عرض كردند: خدا و پيامبرش آگاهتر است ، فرمود: روزى است كه از هر هزار نفر 999 نفر به سوى دوزخ روان مى شوند و تنها يك نفر به سوى بهشت ! اين امر بر مسلمانان سخت آمد و شديدا گريستند؟ و عرض كردند پس چه كسى نجات خواهد يافت ؟ پيامبر فرمود: گنهكارانى غير از شما هستند كه اكثريت را تشكيل مى دهند من اميدوارم شما حداقل يك چهارم اهل بهشت باشيد (مسلمانان تكبير گفتند) بعد فرمود: اميدوارم يك سوم اهل بهشت باشيد (باز هم تكبير گفتند) بعد اضافه فرمود: اميدوارم دو سوم اهل بهشت از شما باشد، چرا كه اهل بهشت 120 صفند كه 80 صف آنها از امت من هستند...)).