لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ﴿1﴾
به این شهر [مکه] سوگند می‌خورم. (Persian: قرائتی)
قسم به این شهر مقدّس [= مکّه‌]، (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ﴿2﴾
در حالى که تو در این شهر ساکن هستى. (Persian: قرائتی)
شهری که تو در آن ساکنی، (Persian: مکارم شیرازی)
وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ﴿3﴾
سوگند به پدر و فرزندى که پدید آورد. (Persian: قرائتی)
و قسم به پدر و فرزندش [= ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل ذبیح‌]، (Persian: مکارم شیرازی)
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ﴿4﴾
که بی‌گمان ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم. (Persian: قرائتی)
که ما انسان را در رنج آفریدیم (و زندگی او پر از رنجهاست)! (Persian: مکارم شیرازی)
أَيَحْسَبُ أَنْ لَنْ يَقْدِرَ عَلَيْهِ أَحَدٌ﴿5﴾
آیا مى‌پندارد که هرگز کسى بر او دست نمی‌یابد؟ (Persian: قرائتی)
آیا او گمان می‌کند که هیچ کس نمی‌تواند بر او دست یابد؟! (Persian: مکارم شیرازی)
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُبَدًا﴿6﴾
[با زیاد شمردن انفاق خود] مى‌گوید: «مال فراوانى را تباه کردم!» (Persian: قرائتی)
می‌گوید: «مال زیادی را (در کارهای خیر) نابود کرده‌ام!» (Persian: مکارم شیرازی)
أَيَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ﴿7﴾
آیا مى‌پندارد که هیچ کس او را ندیده است؟ [که اعمال و کردارش را ثبت کند؟] (Persian: قرائتی)
آیا (انسان) گمان می‌کند هیچ کس او را ندیده (که عمل خیری انجام نداده) است؟! (Persian: مکارم شیرازی)
أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ﴿8﴾
آیا براى او دو چشم قرار ندادیم؟ (Persian: قرائتی)
آیا برای او دو چشم قرار ندادیم، (Persian: مکارم شیرازی)
وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ﴿9﴾
و یک زبان و دو لب؟ (Persian: قرائتی)
و یک زبان و دو لب؟! (Persian: مکارم شیرازی)
وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ﴿10﴾
و دو راه [خیر و شرّ] را به او نمایاندیم. (Persian: قرائتی)
و او را به راه خیر و شرّ هدایت کردیم! (Persian: مکارم شیرازی)
0
0