قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا﴿1﴾
بگو: «بر من وحى شده است که گروهى از جنّ [به قرآن] گوش دادند. پس گفتند:» «ما قرآنى شگفت شنیدیم. (Persian: قرائتی)
بگو: به من وحی شده است که جمعی از جنّ به سخنانم گوش فراداده‌اند، سپس گفته‌اند: «ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم... (Persian: مکارم شیرازی)
يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَنْ نُشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا﴿2﴾
که به سوى رشد هدایت مى‌کند. پس به آن ایمان آوردیم و هرگز احدى را شریک پروردگارمان قرار نمى‌دهیم. (Persian: قرائتی)
که به راه راست هدایت می‌کند، پس ما به آن ایمان آورده‌ایم و هرگز کسی را شریک پروردگارمان قرارنمی‌دهیم! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا﴿3﴾
و [ایمان آوردیم به] این که برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، نه همسرى گرفته و نه فرزندى. (Persian: قرائتی)
و اینکه بلند است مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللهِ شَطَطًا﴿4﴾
و سفیهان ما درباره‌ی خداوند سخنى ناحقّ مى‌گفتند. [که او همسر و فرزند دارد.] (Persian: قرائتی)
و اینکه سفیه ما (ابلیس) درباره خداوند سخنان ناروا می‌گفت! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللهِ كَذِبًا﴿5﴾
و ما گمان مى‌کردیم که هرگز جنّ و آدمی بر خداوند دروغ نمى‌بندند. (Persian: قرائتی)
و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا﴿6﴾
و مردانى از آدمیان به مردانى از جنّ پناه می‌بردند، پس [مردان جنّ] بر طغیان و تباهى‌شان افزودند. (Persian: قرائتی)
و اینکه مردانی از بشر به مردانی از جنّ پناه می‌بردند، و آنها سبب افزایش گمراهی و طغیانشان می‌شدند! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللهُ أَحَدًا﴿7﴾
و آن آدمیان پنداشتند که خدا هرگز کسى را [به پیامبری] برنمی‌انگیزد، چنان که شما [جنّیان] پنداشتید. (Persian: قرائتی)
و اینکه آنها گمان کردند -همان‌گونه که شما گمان می‌کردید- که خداوند هرگز کسی را (به نبوّت) مبعوث نمی‌کند! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا﴿8﴾
و ما [براى یافتن خبر،] به آسمان‌ها نزدیک شدیم، پس آنجا را پر از نگهبانان نیرومند و شَهاب‌ها یافتیم. (Persian: قرائتی)
و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قوّی و تیرهای شهاب یافتیم! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا﴿9﴾
و ما پیش‌تر براى شنیدن [خبرهاى عالم بالا و سخنان فرشتگان] در مراکزى از آسمان مى‌نشستیم؛ ولى اکنون هر که بخواهد دزدیده گوش کند، شهابى را در کمین خود مى‌یابد. (Persian: قرائتی)
و اینکه ما پیش از این به استراق سمع در آسمانها می‌نشستیم؛ امّا اکنون هر کس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود می‌یابد! (Persian: مکارم شیرازی)
وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا﴿10﴾
و ما نمى‌دانیم آیا براى کسانى که در زمین هستند، شرّى خواسته شده، یا پروردگارشان برای آنها رهیابى [به نیکى و راه راست‌] را اراده کرده است؟ (Persian: قرائتی)
و اینکه (با این اوضاع) ما نمی‌دانیم آیا اراده شرّی درباره اهل زمین شده یا پروردگارشان خواسته است آنان را هدایت کند؟! (Persian: مکارم شیرازی)
0
0