وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى﴿1﴾
سوگند به ستاره، چون [در افق] فروشود. (Persian: قرائتی)
سوگند به ستاره هنگامی که افول می‌کند، (Persian: مکارم شیرازی)
مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَى﴿2﴾
یار و همنشین شما [محمّد]، نه گمراه شده و نه منحرف گشته است. (Persian: قرائتی)
که هرگز دوست شما [= محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (Persian: مکارم شیرازی)
وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى﴿3﴾
و از روى هواى نفس سخن نمى‌گوید. (Persian: قرائتی)
و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (Persian: مکارم شیرازی)
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى﴿4﴾
سخن او جز وحى که به او نازل مى‌شود، نیست. (Persian: قرائتی)
آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (Persian: مکارم شیرازی)
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى﴿5﴾
[آن وحى که خدای] بسیار نیرومند به او آموخت. (Persian: قرائتی)
آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (Persian: مکارم شیرازی)
ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى﴿6﴾
[همان که] درایت و توانمندى شگفتى دارد، پس چیره است. (Persian: قرائتی)
همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او سلطه یافت... (Persian: مکارم شیرازی)
وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى﴿7﴾
در حالى که او در افق برتر بود، (Persian: قرائتی)
در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (Persian: مکارم شیرازی)
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى﴿8﴾
سپس نزدیک و نزدیک‌تر شد. (Persian: قرائتی)
سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... (Persian: مکارم شیرازی)
فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى﴿9﴾
تا جایى که فاصله‌اش به اندازه‌ی دو کمان یا کمتر شد. (Persian: قرائتی)
تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (Persian: مکارم شیرازی)
فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى﴿10﴾
پس به بنده‌ی خود وحى کرد، آنچه را وحى کرد. (Persian: قرائتی)
در اینجا خداوند آنچه را وحی کردنی بود به بنده‌اش وحی نمود. (Persian: مکارم شیرازی)
0
0