كهيعص﴿1﴾
كاف، ها، یا، عین، صاد. (Persian: قرائتی)
کهیعص‌ (Persian: مکارم شیرازی)
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا﴿2﴾
[این آیات،] یادى است از لطف پروردگارت به بنده‌اش زكریا. (Persian: قرائتی)
(این) یادی است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‌اش زکریا... (Persian: مکارم شیرازی)
إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِيًّا﴿3﴾
هنگامی كه پروردگارش را با ندایى پنهان خواند. (Persian: قرائتی)
در آن هنگام که پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند... (Persian: مکارم شیرازی)
قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا﴿4﴾
[زكریا] گفت: «پروردگارا! به راستی استخوانم سست، و [موى] سرم از پیرى، سپید شده است. و پروردگارا! من هرگز در دعا به پیشگاهت [از اجابت] محروم نبوده‌ام. (Persian: قرائتی)
گفت: «پروردگارا! استخوانم سست شده؛ و شعله پیری تمام سرم را فراگرفته؛ و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبوده‌ام! (Persian: مکارم شیرازی)
وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا﴿5﴾
و من براى پس از [مرگ] خود، از بستگانم بیمناكم. و همسرم [از آغاز زندگى‌] نازا بوده است، پس از جانب خود جانشینى به من عطا فرما! (Persian: قرائتی)
و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است؛ تو از نزد خود جانشینی به من ببخش... (Persian: مکارم شیرازی)
يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا﴿6﴾
[جانشینى] كه وارث من و دودمان یعقوب باشد. و پروردگارا! او را پسندیده قرار ده!» (Persian: قرائتی)
که وارث من و دودمان یعقوب باشد؛ و او را مورد رضایتت قرار ده!» (Persian: مکارم شیرازی)
يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا﴿7﴾
[خداوند فرمود:] «اى زكریا! ما تو را به پسرى نوید مى‌دهیم كه نامش یحیى است. پیش از این همنامى براى او قرار نداده‌ایم.» (Persian: قرائتی)
ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می‌دهیم که نامش «یحیی» است؛ و پیش از این، همنامی برای او قرار نداده‌ایم! (Persian: مکارم شیرازی)
قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا﴿8﴾
[زكریا] گفت: «پروردگارا! چگونه براى من پسرى خواهد بود در حالى كه همسرم نازا بوده است و خود نیز از پیرى به فرتوتى رسیده‌ام؟!» (Persian: قرائتی)
گفت: «پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود؟! در حالی که همسرم نازا و عقیم است، و من نیز از شدّت پیری افتاده شده‌ام!» (Persian: مکارم شیرازی)
قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا﴿9﴾
[فرشته وحى] گفت: «چنین است [كه گفتى، ولى‌] پروردگارت فرمود: این [كار] بر من آسان است، و من تو را پیش از این آفریدم، در حالى كه چیزى نبودى.» (Persian: قرائتی)
فرمود: «پروردگارت این گونه گفته (و اراده کرده)! این بر من آسان است؛ و قبلاً تو را آفریدم در حالی که چیزی نبودی!» (Persian: مکارم شیرازی)
قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا﴿10﴾
[زكریا] گفت: «پروردگارا! براى من نشانه‌اى قرار ده [تا علم من به یقین تبدیل شود.]» [خداوند] فرمود: «نشانه تو آن است كه تا سه شبانه‌روز [زبان تو، از كار مى‌افتد و] با مردم سخن نخواهى گفت، [با اینكه تندرستى.]» (Persian: قرائتی)
عرض کرد: «پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!» فرمود: «نشانه تو این است که سه شبانه روز قدرت تکلّم (با مردم) نخواهی داشت؛ در حالی که زبانت سالم است!» (Persian: مکارم شیرازی)
0
0