وَالْعَصْرِ﴿1﴾
سوگند به روزگارِ [غلبه‌ی حقّ بر باطل‌]، (Persian: قرائتی)
به عصر سوگند، (Persian: مکارم شیرازی)
إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴿2﴾
[که‌] بى‌تردید انسان در زیان‌کارى بزرگى است، (Persian: قرائتی)
که انسانها همه در زیانند؛ (Persian: مکارم شیرازی)
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ﴿3﴾
مگر آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند و یکدیگر را به حقّ و استقامت سفارش مى‌کنند. (Persian: قرائتی)
مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، و یکدیگر را به حق سفارش کرده و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده‌اند! (Persian: مکارم شیرازی)
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ﴿1﴾
واى بر هر عیب‌جوى طعنه‌زن! (Persian: قرائتی)
وای بر هر عیبجوی مسخره‌کننده‌ای! (Persian: مکارم شیرازی)
الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ﴿2﴾
آن که ثروتى فراهم آورده و [پى در پى] آن را مى‌شمارد. (Persian: قرائتی)
همان کس که مال فراوانی جمع‌آوری و شماره کرده (بی‌آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)! (Persian: مکارم شیرازی)
يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ﴿3﴾
مى‌پندارد که دارایی‌اش او را جاودان ساخته است. (Persian: قرائتی)
او گمان می‌کند که اموالش او را جاودانه می‌سازد! (Persian: مکارم شیرازی)
كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ﴿4﴾
هرگز! سوگند که او در آتش افکنده می‌شود. (Persian: قرائتی)
چنین نیست که می‌پندارد؛ بزودی در «حُطَمه» [= آتشی خردکننده‌] پرتاب می‌شود! (Persian: مکارم شیرازی)
وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ﴿5﴾
و چه می‌دانى که آن آتش چیست؟ (Persian: قرائتی)
و تو چه می‌دانی «حُطمه» چیست؟! (Persian: مکارم شیرازی)
نَارُ اللهِ الْمُوقَدَةُ﴿6﴾
آتش افروخته‌ی خداست، (Persian: قرائتی)
آتش برافروخته الهی است، (Persian: مکارم شیرازی)
الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ﴿7﴾
که بر دل‌ها راه می‌یابد. (Persian: قرائتی)
آتشی که از دلها سرمی‌زند! (Persian: مکارم شیرازی)
0
0